حسين بن حسن خوارزمي

592

شرح فصوص الحكم

علم و حكم ، در آن چه او را مشروع ساخته مىآيد مگر مثل آن چه رسول او راست از شريعت . پس او در ظاهر متبع است غير مخالف بخلاف رسل - عليهم السّلام - . و قيصرى - رحمة الله عليه - عدم قابليّت زيادتى اين ولى را تعليل بدان مىكند كه او خليفه است است از حق بر عالم ، و متحقّق به جميع اسماء حق . پس در وى زيادت ممكن نيست بخلاف رسل « 30 » . اما سياق كلام از اين معنى عارى است « 31 » بلكه زيادة و نقصان را از آن جهت قابل نيست كه در ظاهر متبع رسول است و از حكم و علوم آن رسول زيادة و نقصان مستلزم مخالفت اوست و اين منافى اتباع است . أ لا ترى عيسى عليه السّلام لما تخيلت اليهود أنه لا يزيد على موسى ، مثل ما قلناه في الخلافة اليوم مع الرسول ، آمنوا به و أقروه : فلما زاد حكما أو نسخ حكما قد قرره موسى - لكون عيسى رسولا - لم يحتملوا ذلك لأنه خالف اعتقادهم فيه ؟ و جهلت اليهود الأمر على ما هو عليه . يعنى : نمىبينى كه عيسى را - عليه السّلام - كه چون يهود تخيّل كردند كه زيادة و نقصان در حكم موسى جايز نخواهد داشت چنان كه امروز خلفاء مخالفت رسول روا نمىدارند ، به دو ايمان آوردند . پس چون زيادة كرد حكمى را ، يا نسخ كرد چنان حكمى را كه موسى آن را مقرّر داشته ، و اين تعبير بر مقتضاى رسالت بود ، يهود طاقت نياوردند زيرا كه مخالف « 32 » اعتقاد ايشان بود ، و ندانستند امر رسالت را بر آن چه هست ، و معلوم نكردند كه اقتضاى زيادة و نقصان مىكند به حكم وقت و استعداد قومى كه اين رسول به دو فرستاده شده است . فطلبت قتله ، فكان من قصته ما أخبرنا الله في كتابه العزيز عنه و عنهم . فلما كان رسولا قبل الزيادة ، إما به نقص حكم قد تقرّر ، أو زيادة حكم . على أن النقص زيادة حكم بلا شك . پس يهود طلب قتل عيسى [ 244 - ر ] كردند ، چنان كه از قصهء ايشان حضرت كردگار مجيد در فرقان حميد ما را اخبار كرد ، لا جرم چون عيسى - عليه السّلام -

--> « 30 » قا : الرسل . « 31 » پا : آرى . قا : آبى . « 32 » قا : مخالفت .