حسين بن حسن خوارزمي

591

شرح فصوص الحكم

فلله خلفاء في خلقه يأخذون من معدن الرسول و الرسل ما أخذته الرسل عليهم السّلام . پس حضرت حق را - سبحانه و تعالى - در ميان خلقش خلفااند كه أخذ احكام شرايع و علوم و معارف و غير آن از معدن رسول ما و رسل ديگر مىكنند . و مراد از « معدن » عين ذات الهيه است و اسماء او ، يا اعيانى كه حق نيز از او أخذ مىكند ، چنان كه در فص عزيرى و شيثى گذشت . پس اين كاملان در اين حكم مأخوذ از حق به دو جهت استفاضه مىكنند : از جهت رسول و از جهت حق « 29 » ، و مىگويند ، شعر : لي سكرتان و للنّدمان واحدة شيء خصصت به من بينهم وحدي ما در پياله روى دلارام ديده ايم اى بى خبر ز لذت شرب مدام ما و بالحدق استغنيت عن قدحي و من شمائلها لا من شمول نشوتى ما مست و بىخود از لب ميگون دلبريم مستى اهل دل ز نبيد و شراب نيست آرى ، بيت : اين طرفه كه از يك خم ، هر يك ز ميى مستند وين طرفه كه از يك گل در هر قدمي خارى و يعرفون فضل المتقدم هناك لأن الرسول قابل للزيادة : و هذا الخليفة ليس بقابل للزيادة التي لو كان الرسول قبلها . يعنى : خلفاى حق فضل رسل متقدّم را [ 243 - پ ] بر خويش مىشناسند از آن كه رسول قابل زيادة بود ، و اين خليفه چون متابع و موافق شريعت اوست قابل زيادة نيست ، و اگر رسول بودى قابليت زيادت داشتى . فلا يعطى من العلم و الحكم فيما شرّع إلا ما شرّع للرسول خاصة ، فهو في الظاهر متّبع غير مخالف ، بخلاف الرسل . پس حضرت الهى عطا نمىدهد اين ولى را كه آخذ است از حق ، چيزى را از

--> « 29 » پا : « و مراد از معدن . . . حق » نبود .