حسين بن حسن خوارزمي
582
شرح فصوص الحكم
أعنى نبوة التشريع ، كما كانت عطاياه تعالى لهم عليهم السّلام من هذا القبيل مواهب ليست جزاء : و لا يطلب عليها منهم جزاء . فإعطاؤه إياهم على طريق الانعام و الإفضال . پيش از اين در بعضى مواضع مشرح شده كه حق - سبحانه و تعالى - اعطا نمىكند عالم را مگر آن چه اقتضا مىكند به اعيان ثابته و استعداداتش در حال عدم وجود خارجى . پس نبوت و رسالت كه اختصاصى است الهى در حق برگزيدگان حضرت پادشاهى ، اگر چه بحسب عنايت الهيه است ، ليكن به اعيان ايشان نيز راجع است . پس اختصاص الهى بودن منافى اقتضاى اعيان ايشان نيست بلكه اقتضاى اعيان ايشان علت اختصاص است در فيض مقدس ، چنان كه اقتضاى اسماء اوّل اختصاص است در فيض اقدس . و غرض شيخ - قدّس الله سرّه - آنست كه نبوت و رسالت مكتسب نيستند به عمل و عبادت . پس اين هر دو موهبت الهى است مستفاض از اسم وهاب و جواد ، و جزاى عمل نيستند ، و حق تعالى نيز از براى اعطاى نبوت و رسالت از انبياء و رسل ، كه هاديان مراصد سبلاند ، جزائى طلب نمىكند از عمل و شكر و ثنا . پس مخصوص گردانيدن حق انبياء را به شرف نبوّت و رسالت بطريق انعام و افضال است نه بر سبيل جزاى اعمال . و شيخ نبوّت را قيد كرد به تشريع ، از آن كه نبوّت عامه كه لازم ولايت است ، خارج است از اين حكم ، از آن كه ولايت در محبّان مكتسب است و در محبوبان غير مكتسب . پس في الجملة كسب را مدخلى است در انباء عام . و معنى كسب را شيخ در « فتوحات » چنين بيان مىكند كه « 7 » : تعلَّق ارادت « 8 » ممكن است به فعل دون غيره . پس اقتدار الهى در هنگام تعلَّق ارادت ايجاد آن فعل مىكند ، و اين را كسب نام مىنهند . فقال تعالى * ( وَوَهَبْنا لَه إِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ ) * يعنى لإبراهيم الخليل عليه السّلام ، و قال في أيوب « وَوَهَبْنا لَه أَهْلَه وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ » [ 239 - پ ] و قال في حق موسى « وَوَهَبْنا لَه من رَحْمَتِنا أَخاه هارُونَ نَبِيًّا » إلى مثل ذلك . فالذي تولاهم أوّلا هو الذي تولاهم في عموم أحوالهم أو أكثرها ، و ليس إلا اسمه الوهاب .
--> « 7 » پا : چنين مىآرد . « 8 » قا : ارادت + مىكند .