حسين بن حسن خوارزمي

573

شرح فصوص الحكم

زو خبر دارم اگر بى خبرم از همه كس خبرت نيست كه من بى خبر با خبرم بخلاف فرعون فإنه قال « رَبِّ مُوسى وَهارُونَ » و أن كان يلحق بهذا الانقياد البلقيسي من وجه ، و لكن لا يقوى قوته فكانت أفقه من فرعون في الانقياد لله تعالى . [ 235 - پ ] . يعنى : بخلاف فرعون كه در « 63 » ايمان تقييد كرد به ربّ موسى و هارون . و اين انقياد اگر چه ملحق مىگردد به انقياد بلقيس ، از آن روى كه رب موسى و هارون همان ربّ العالمين است ، و ليكن به جهت نوعى تقييد كه واقع است چون اطلاق بلقيس قوى نيست پس بلقيس أفقه و أعلم باشد به دقايق كلام از فرعون ، در انقياد به حق - سبحانه و تعالى - . و كان فرعون تحت حكم الوقت حيث قال « آمنت بالذي * ( آمَنَتْ به بَنُوا إِسْرائِيلَ » . فخصص ، و إنما خصص لما رأى السحرة قالوا في إيمانهم باللَّه « رَبِّ مُوسى وَهارُونَ » . در اين كلام اعتذار است از جانب فرعون بى تخصيص و تقييد . يعنى فرعون در وقت ايمان به حكم مقتضاى وقت از غم و غرق و هلاك ، و سحره نيز در ايمان آوردن به خداى تخصيص كرده ، ربّ موسى و هارون گفته بودند پس فرعون نيز رب موسى و هارون گفت از براى استغناى « 64 » نسبت ايشان ، زيرا كه وقت او اعطاى غير اين نمىكرد . فكان إسلام بلقيس إسلام سليمان إذ قالت « مَعَ سُلَيْمانَ » فتبعته . يعنى : اسلام بلقيس مثل اسلام سليمان بود غير مقيّد به رب مخصوص به رب مقيّد ، بل مطلق از تقيدات . و لهذا گفت : اسلام آوردم با سليمان به حضرت الله كه ربّ العالمين است پس اتباع سليمان كرد در اسلام . فما يمر بشيء من العقائد إلا مرت به معتقدة ذلك . كما نحن على الصراط المستقيم الذي الرب عليه لكون نواصينا في يده . و يستحيل مفارقتنا إياه . يعنى : مرور نمىكند سليمان به چيزى از مراتب ، و اعتقاد نمىكند عقيده اى در حق بحسب آن چه ادراك مىكند از ذوق و شهود و علم و وجود ، مگر كه بدين عقد متابعت بلقيس با اوست ، و اعتقادش در حق ، چون اعتقاد سليمان ، مستقيم و نيكو

--> « 63 » قا : فرعون در . « 64 » قا : استنان . پا : اسقنان ؟