حسين بن حسن خوارزمي

382

شرح فصوص الحكم

ايشان به امر حق اخبار كنند و مطلع مؤمن از منكر كافر متميّز گردد . و در اين كلام تلميح است به حديث نبوى كه « ان سعد الغيور و انا أغير منه و الله أغير منى و من غيرته حرّم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن » . و « فحش » از روى لغت عبارت است از ظهور ، و لهذا مىفرمايد : و ليس الفحش إلا ما ظهر . و أما فحش ما بطن فهو لمن ظهر له . فحش به معنى فاحش است چنانچه عادل را از براى مبالغه عدل گويند يعنى به نسبت فاحش ، مگر آن چه در عين حسّى ظاهر مىشود . و امّا فاحش بودن آن چه باطن است به نسبت با ذاتى است كه مطلع بر بواطن است و هر خفى بر او ظاهر است . فلما حرم الفواحش أي منع أن تعرف حقيقة ما ذكرناه ، و هي أنه عين الأشياء ، فسترها بالغيرة . يعنى : چون حضرت الهى محرم ساخت فواحش را - كما قال تعالى : « حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَما بَطَنَ » « 24 » يعنى منع كرد كه شناخته شود حقيقت آن چه ما ذكر كرديم كه هلاك عباد موجب قرب ايشان است به پروردگار خود براى فناى ايشان در حق ، و آن چه ذكر كرديم كه حق عين سالك است و عين طريق و عين غايت آن ، چه حق از روى غير همه أشياء است . و اين مقام را مقام جمع گويند و نزد صاحب اين مقام موجود جز حق نيست . و اينجا نه سالك است و نه مسلوك اليه و نه سلوك ، بلكه اين هر سه معنى ، لا بلكه هر چه در عالم است كه نزد صاحب مقام فرق مسمى است به لفظ غير ، نزد صاحب اين مقام عين هويت اوست كه ظاهر است در مراتب مختلفه . آرى ، بيت : مشهود و شهود اهل حق جز حق نيست جز حضرت ذات اول مطلق نيست بحريست محيط جمله آن حضرت ذات چيزى نه كه در محيط مستغرق نيست پس چون حق نخواست كه حقيقت اين حال را هر جاهل بداند به غيرت ستر حقيقة الحقائق كرد .

--> « 24 » س 7 ى 33 .