حسين بن حسن خوارزمي
365
شرح فصوص الحكم
گوش اسرار جان به دست آور تا زهر ذره ترجمان بينى و ما خلق تراه العين إلا عينه حق يعنى : هيچ خلقى در وجود مشاهده نمىافتد كه عين او و ذات او عين حق ظاهر در آن صورت نباشد . پس حق مشهود است و خلق موهوم . و خلق را بدان جهت خلق گويند كه خلق در لغت افك و تقدير است . قال الله تعالى : * ( إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ ) * « 7 » أي افك و تقدير من عندكم « ما أَنْزَلَ الله بِها من سُلْطانٍ » « 8 » . بيت : چون تو از ظلمت هستى ، نفسى باز رهى همه آفاق پر از نور تجلى بينى چند گويى كه نديدم اثر طلعت دوست ديده از خواب گران بازگشا تا بينى سر مويى اگر از سرّ هويت دانى دوست را در همه آفاق هويدا بينى اختلاف صور آمد سبب كثرت و بس چون ز تنها گذرى دلبر تنها بينى سبل هستى خود دور كن از ديدهء دل تا رخ دوست بدان ديدهء بينا بينى و لكن مودع فيه لهذا صوره حق و ليكن حق وديعت نهاده شده است در صور خلق ، چنان كه جواهر در حقّه ها . آرى ، بيت : صدف تا نشكنى گوهر نيايد در نظر پيدا چو بشكستى صدف در وى بسى گوهر نهان بينى چو در بند صور باشى همه خار آيدت گيتى چو از صورت برون آيى جهان بر گلستان بينى ز عشق پرده سوز اى دل به عالم آتشى افكن كه تا در زير هر پرده جمال دلستان بينى اعلم أن العلوم الإلهية الذوقية الحاصلة لأهل الله مختلفه باختلاف القوى الحاصلة منها مع كونها ترجع إلى عين واحدة . يعنى : بدان كه علوم الهيّه كه موضوع او حق باشد چون علم اسماء و صفات و علم احكام و لوازم آن و كيفيت ظهورات او در مظاهرش و علم اعيان ثابته و اعيان خارجيه ، از اين روى كه مظاهر حقاند و علوم ذوقيه كه مدرك است به كشف و وجدان نه به كسب و برهان و نه بتقليد و إذعان كه اهل الله را حاصل است مختلفه است ، و اين اختلاف [ 146 - پ ] به سبب اختلاف قوايى است كه حصول علوم
--> « 7 » س 38 ى 7 . « 8 » س 12 ى 40 .