حسين بن حسن خوارزمي

314

شرح فصوص الحكم

[ 8 ] فص حكمة روحية في كلمة يعقوبية ظاهر آنست كه روح مفتوح الراء است و آن راحت است ، و ايراد اين به ملاحظه قول اوست سبحانه از لسان يعقوب - عليه السّلام - كه « يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا من يُوسُفَ وَأَخِيه وَلا تَيْأَسُوا من رَوْحِ الله إِنَّه لا يَيْأَسُ من رَوْحِ الله إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ » [ 123 - پ ] « 1 » . چنان كه در حكمت هر نبى ذكر كرده مىشود آن چه در حق او در تنزيل وارد است و سبب تعرض به اين كلمه بحسب خصوصيت آن كه شيخ در اين حكمت بيان مىكند احوال دين را از انقياد و جزاء و عادت . و به هر يكى از اينها راحت حقيقيّه حاصل است و روح دايم سرمدى و اصل ، اما به انقياد ظاهر است ، چه هر كه انقياد اوامر حق كند و انتهاء از نواهى او پيش گيرد ، بطريق استسلام روى به سوى حق آرد ، درجه عليا و راحت قصوى دريابد اما به جزاء ، چون انسان شناسد كه جزاء مترتب بر اعمال اوست و از مقتضيات ذات و استعدادات او اگر چه وجود و خلق آن جزاء از حضرت حق باشد هر آينه بدين معرفت راحت عظيمه او را حاصل آيد . زيرا كه مىداند كه آن چه به دو مىرسد از روح و راحت و رنج و مساءت از نفس و ذات اوست لا جرم حمد نگويد مگر ذات خود را ، و مواخذه نكند مگر نفس خود را . امّا حصول راحت به عادت نيز ظاهر است ، چه انسان هر گاه كه اعتياد كند به چيزى از آن امر معتاد ، لذت و راحت يابد . و مىشايد كه كلمه « روحيه » مضموم الراء باشد . چه معانى ثلاث كه مفهومات دين است همه از شأن روح است كه مدبّر بدن است . پس در ميان هر دو مناسبت متحقّق باشد . و تخصيص حكمت روحيه به كلمهء يعقوبيه از آن جهت است كه يعقوب - عليه السّلام - علم انفس و أرواح حاصل نموده بود ، و كشف روحانى داشت . و لهذا گفت : « لا تَيْأَسُوا من رَوْحِ الله » « 2 » . چه در مقام روح خويش لقاى يوسف و

--> « 1 » س 12 ى 87 . « 2 » س 12 ى 87 .