حسين بن حسن خوارزمي
309
شرح فصوص الحكم
جز گناه نى ، و گناه مرتفع به تجاوز . پس سبب وقوع وعيد زايل گردد و عدم علت موجب عدم معلول و وعيد نيست مگر از براى تخويف و ابقا و ايصال هر يك از ايشان به كمالاتش . لذلك قال الله تعالى : * ( وَما نُرْسِلُ بِالآياتِ إِلَّا تَخْوِيفاً ) * و لعلهم يتقون « 22 » . و قال بعض اهل الكمال : و اتى إذا أوعدته أو وعدته لمخلف إيعادي و منجز موعدى از آن كه ثنا گفته نمىشود به وفاى ايعاد ، بلكه موجب ثنا تجاوز است و حضرت حق طالب ثنا است . پس واجب [ 121 - پ ] باشد وفا به وعدهء عفو و مغفرت و تجاوز ، و منتفى گردد امكان آن چه وعيد بدان لاحق شده است . و قيصرى در اين مقام مىفرمايد ، شعر يا من بلطف جماله خلق الورى حاشاك ان ترضى بنار تحرق أنت الرحيم بكل من أوجدته و لا جل رحمتك العميمة تخلق ان كنت منتقما فأنت مؤدب و معذبا ان كنت أنت المشفق فاجعل عذابك للعباد عذوبة و ارحم برحمتك التي قد تسبق اى رحمت واسعت پناه همه كس لطف و كرم تو عذر خواه همه كس بر عفو تو اعتماد دارم هر چند بيش است گناهم از گناه همه كس در فقر من فقير درويش نگر در عجز من بى كس دل ريش نگر در جرم من و ناكسي من منگر در رحمت و لطف سابق خويش نگر و اگر ترا خلجان خاطر باشد كه شرك معفو نيست ، پس وقوع متعلق وعيد واجب باشد ، پس نفى امكان ممكن نباشد . جواب اين بعد از شرح أبيات بتقديم خواهد رسيد . فلم يبق إلا صادق الوعد وحده و ما لوعيد الحق عين تعاين يعنى : چون زايل شد سبب وعيد ، عير تحقق وعد باقى نماند ، چه حق صادق است در وعد خود . و باقى نماند وعيد حق را عينى كه معاينهء ديده شود از براى زوال آن در حق عاصيان به عفو و غفران . و امّا در حق كافران و منافقان به انقلاب عذاب در حق ايشان به نوعى نعيم كه مناسب باشد . و إن دخلوا دار الشقاء فإنهم على لذة فيها نعيم مباين
--> « 22 » س 17 ى 59 .