حسين بن حسن خوارزمي
291
شرح فصوص الحكم
است . و شيخ سهل بن عبد الله - قدّس سرّه - به لفظ « أنت » اشارت به عين ثابته كرد . يعنى آن سرّ عين ثابته است « 3 » . پس رب و مربوب ربوبيتاند ، و به لفظ « أنت » اكتفا كرد از رب به مربوب ، از براى آن كه مربوبى كه عين ثابته است صورت رب خود است . پس او اوست در حقيقت ، نه غير اوست . و تغاير به اعتبار است . خواجه مىفرمايد - قدّس سرّه - : من از تو جدا نبودهام تا بودم اين هست دليل طالع مسعودم در ذات تو ناپديدم ار معدومم در نور تو ظاهرم اگر موجودم پس اگر ظاهر شود يعنى زايل شود سرّى كه عين تست ربوبيت باطل شود از آن كه ربوبيت ظاهر نمىشود مگر به مربوب . پس زوال مربوب موجب زوال ربوبيت است . پس « ظهور » را اينجا به معنى مشهور حمل نتوان كرد و الَّا بطلان قول شيخ لازم آيد كه « لو ظهر لبطلت الربوبية » ، زيرا كه به ظهور مربوب ربوبيت ظاهر مىشود . چنان كه شيخ در « حكمة نبوية » مىگويد : فلولاه و لولانا لما كان الذي كانا اما حضرت مولانا كمال الدين عبد الرزاق - رحمه الله - در شرح فصوص در اين موضع چنين گفته است كه : « سرّ ربوبيت آنست كه ربوبيت بر وى متوقف است . يعنى مربوب است از براى آن كه ربوبيت از امور اضافيه است » . اما توضيح نكرده است كه اين سرّ كه مربوب است اگر ظاهر شود ربوبيت چگونه باطل شود . و ليكن بعضى گفتهاند : معنى آنست [ 113 - پ ] كه اگر عين مربوب كه سرّ عبارت از اوست به جميع احوالش و به جميع [ آثارش كه ] در استعداد اوست ظاهر گردد ربوبيت باطل شود از براى آن كه عين مربوب بر آن تقدير به مربوب نماند و رب به رب نماند از آن كه ربوبيت عبارت است از اظهار آن چه در عين مربوب مخفى است از كمال و بر تقدير ظهور عين مربوب و ظهور آن چه در استعداد اوست تأثير رب در مربوب كه عبارت است از ربوبيت ، منقطع شود . پس ربوبيت باطل شود . و هو لا يظهر فلا تبطل الربوبية لأنه لا وجود لعين إلا بربه . و العين موجودة دائما فالربوبية لا تبطل دائما .
--> « 3 » قا : است + كرد .