حسين بن حسن خوارزمي

271

شرح فصوص الحكم

الله پدر و مادر من فداى تو باد ، رخصت مىدهى كه تعبير اين رؤيا من بكنم . رسول - صلَّى الله عليه و سلَّم - اجازت داد ، صديق گفت : أما آن ظله ، ظلهء اسلام است و روغن و عسل دين ، و حلاوت قرآن و خلق در أخذ حقايق و عرفان دقايق آن متفاوت الدرجات . امّا سبب و اصل از آسمان تا زمين حق است كه تو بر آنى يا رسول الله . لا جرم تو آن را برگيرى و خداى ترا عالى گرداند و بعد از تو ديگرى و ديگرى و ديگرى بگيرد و برآيد و بر ثالث منقطع شود . اما وصل كنند و او نيز برآيد و گفت : بگوى يا رسول الله كه در اين تعبير صواب را دريافتم يا خطا كردم . رسول - صلَّى الله عليه و سلَّم - گفت : « أصبت بعضا و اخطأت بعضا » . و ابو بكر سوگند داد كه يا رسول الله مرا خبردار ساز كه خطاى من در اين تعبير كدام است . رسول - عليه السّلام - گفت : لا تقسم . و اشتغال به بيان نكرد و بر صحت اين حديث اتفاق هست . آرى ، بيت : در بر داناتر از خود دم زدن هست كار خويش را بر هم زدن گر چه باشد قول تو عين صواب آن خطا باشد به نزد ذو لباب قال الله تعالى لإبراهيم عليه السّلام حين ناداه : « أَنْ يا إِبْراهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا » و ما قال له صدقت في الرؤيا أنه ابنك : لأنه ما عبرها بل أخذ به ظاهر ما رأى ، و الرؤيا تطلب التعبير . و حضرت الهى در هنگام نداى إبراهيم گفت : اى إبراهيم تصديق كردى رؤياى خود را ، و آن چه در خواب ديدى صادق شمردى . و نگفت كه صادق بودى در رؤيا . و نفرمود كه آن چه ديدى كه ذبح مىكردى عين فرزند تو بود ، از آن كه إبراهيم تعبير نكرد ، و أخذ به ظاهر رؤياى خويش كرد و به تعبيرش محتاج نديد . حال آن كه رؤياى او حاجت به تعبير داشت . و لذلك قال العزيز « إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّءْيا تَعْبُرُونَ » . و معنى التعبير الجواز من صورة ما رآه الى أمر آخر . و از براى معانى ظاهر در صور حسيّه كه متنزل [ 104 - پ ] مىشود از مرتبه خياليه ، محتاج است به تعبير ، ملك مصر گفت : اى قوم جمع آمده ! جواب خواب من بدهيد اگر تعبير رؤيا مىدانيد . و تعبير عبارت است از گذشتن صورت مرئى به امر ديگر كه مقصود و مراد از صورت مرئيه اوست . و كانت [ البقر ] سنين في المحل و الخصب .