حسين بن حسن خوارزمي
مقدمة 32
شرح فصوص الحكم
خصوص صاحب ترجمه ياد كرده ، و متذكَّر متن آن اجازه ها نيز شده است . در اجازهء دوانى مىخوانيم كه : « قرأ على المولى السند الفاضل . . . جلال الملَّة . . . و الدين حسين الأردبيلي . » در حالى كه در اجازهء عطاء الله حسينى ، همين حسين اردبيلى با لقب « مولانا كمال الدين » ضبط شده است . بارى درين مثال ، دو لقب « جلال الدين » و « كمال الدين » در خصوص يك شخصيت ، عنوان شده ، و به دلايلى ، ايجاد اشكال نكرده است ، ولى در مورد حسين خوارزمى مقتول و حسين خوارزمى - سر سلسلهء حسينيهء همدانيه - قضيه به عكس آنست ، بطورى كه يك لقب را - كمال الدين - بر سر اسم هر دو گذاردهاند و پس از مدتى ، ترجمهء احوال و شمار آثار آن دو بهم آميخته و در بسيارى از مآخذ متأخر و معاصر - كه آقاى درخشان به نام و موضع آنها توجّه داده است - دو شخصيت نامبرده - كه هر دو نيز در طريق عرفان و تصوف قلم و علم زدهاند - حيثيت يك شخصيت واحد پيدا كردهاند . به هر حال بفرض گشودن اين گروه « 12 » ، باختصار ، متذكر مىشوم كه : در بين سالهاى 800 تا 980 در عرصهء دراز دامن تصوّف و عرفان ، سه شخصيت صوفى و عارف داريم كه همشهرىاند و هم نام ، و مشهور به حسين خوارزمى . سومين حسين خوارزمى ، ملقّب است به شريف الدين « 13 » . او فرزند بزرگ كمال الدين حسين خوارزمى است كه پس از پدر - سال 958 - جاى او را مىگيرد و سلسلهء حسينيهء همدانيه را بر منوال دوران پدر ، در نواحى ما وراء النهر سامان مىدهد . وى در ايّام تأليف مذكَّر احباب - از خواجه نقيب الاشراف بخارى متخلص به نثارى در سال 974 - حيات داشته ، و با همو مكاتباتى منظوم داشته است « 14 » . ترجمهء او را كمال الدين محمود غجدوانى و نثارى و صبا آوردهاند « 15 » . ازين حسين خوارزمى سواى اشعارى كه در تذكره ها ضبط شده ، اثرى نيز در دست است به نام جادة العاشقين ، در پانزده باب ، در خصوص احوال ، اقوال ، اسفار و مناقب پدرش ، كه حاوى بسيارى از اطلاعات تاريخى ، عرفانى ، ادبى ، عمرانى ، اجتماعى و . . . مىباشد . اين اثر را نگارنده در دست چاپ دارد . نيز يكى از مريدان وى ، مثنوىاى ، سروده به سال 962 ، در حصار ، در مناقب و سلسلهء شجرهء او « 16 » . دومين حسين خوارزمى ملقب است به « كمال الدين » ، از پيران و مشايخ با نفوذ سلسلهء حسينيهء همدانيه « 17 » ، متوفاى 958 ، كه غير از آن چه كه ابن عماد ، صبا ،
--> « 12 » - اين مطلب را در مقدمهء جادة العاشقين و هم در پيش گفتار مفتاح الطالبين بتفصيل آوردهام . « 13 » - ضبط شرف الدين كه در بسيارى از نوشته هاى معاصران آمده است درست نيست . بنگريد به : مقدمهء نگارنده بر جادة العاشقين . « 14 » - بنگريد به : گلچين معانى ، تاريخ تذكره هاى فارسى - چاپ دوم 2 / 224 و 227 . « 15 » - أيضا بنگريد به : مقدمهء نگارنده بر جادة العاشقين . « 16 » - بنگريد به : ايرج افشار ، بياض سفر 507 . « 17 » - معصوم على شاه ازين سلسله به نام ذهبيهء اغتشاشيه ياد كرده است . طرائق الحقائق 2 / 344 .