حسين بن حسن خوارزمي

151

شرح فصوص الحكم

ابتداؤه و انتهاؤه » . و خواجه نيز - قدّس الله سرّه - در استغراق مشاهده فيض اقدس مىفرمايد : بيت : از تست هم انتظار و هم بذل مراد از تست غم غم زده و شادى شاد هر جا كه دريست بسته يا بگشاده جز قدرت كاملت نبست و نگشاد و شيخ را كلام در اين هر دو مقام بسيار است ، لا جرم اگر اينجا نسبت همهء امر به اعيان مىكند ، در فص حكمة علية في كلمة اسماعيليه مىفرمايد : « لا فعل للعين بل الفعل لربّها فيها فاطمأنت العين عن ان يضاف إليها فعل » . پس كامل آنست كه داد هر دو مقام در كلام تواند داد . و ما كل أحد يعرف هذا ، و أنّ الأمر على ذلك ، الا آحاد من اهل الله . فإذا رأيت من يعرف ذلك فاعتمد عليه ، ) * اگر چه امر بر آن نيست كه بيان كرديم ، امّا هر احدى اين را نمىشناسد مگر يكان يكان حضرت حق كه مطلع بر سرّ قدراند . پس اگر اين چنين عارف را ببينى بر قول او اعتماد نمايى كه مطابق است بر آن چه در نفس امر است . كذلك هو عين صفاء خاصة الخاصة « 57 » من عموم أهل الله تعالى . خاصه عبارت است از سالكان و اصل كه قطع سفر ثانى و ثالث كرده ، مرتقى به درجهء ابدال و اقطاب و افراد باشند . و « خاصة الخاص » آن كه از موقف المواقف با خلعت صفاى حق رجوع به خلق كرده باشد . و صفاى « خاصة الخاصة » علوم و حقايق حقانيه است كه صافى باشد از شوب اكوان و نقايص امكان . اللَّهم متعنا بأنفاسهم و جرعنا شربة من كأسهم . در كام جان تشنه دلان ريز جرعه اى ز آن خمر بى خمار كه آن قوم ذايقاند فأي صاحب كشف شاهد صورة تلقى إليه ما لم يكن عنده من المعارف و تمنحه ما لم يكن قبل ذلك في يده ، فتلك الصورة عينه لا غيره . فمن شجرة نفسه جنى ثمرة علمه ، ) * پس هر كدام صاحب كشف كه مشاهدهء صورتى كند كه آن صورت إلقاء كند به سوى او از معارف آن چه را نمىدانست ، و عطا دهد آن چه پيش از اين در دست

--> « 57 » پا : خلاصة الخاصة .