خواجه محمد پارسا

5

شرح فصوص الحكم

مقدمه بدان اى عزيز ( 1 ) كه به زبان اهل كشف و تحقيق ، وجود را من حيث هو هو ، يعنى مطلق ( 2 ) ، اعمّ از آن كه با تعقّل آن قيدى اعتبار ( 3 ) كنند ، هويّت غيب خوانند و حق ( 4 ) گويند و حقيقة الحقائق نامند ، و از اسماء مسمّى به اسم « الله » هم گردانند ( 5 ) ، كه « قُلْ هُوَ الله أَحَدٌ » ، و اين وجود را ظهورات و بروزات ( 6 ) است : گاه در كسوت قيود و گاه مجرّد از صفات و قيود گاه ( 7 ) ظهور آن در كسوت قيود ( 8 ) ايجابى بود ، كه « الله الصَّمَدُ » ، گاه در سلبي ، كه : « لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ » ، و گاه مجرّد از قيود ، كه « وَلَمْ يَكُنْ لَه كُفُواً أَحَدٌ » . و چون ( 9 ) مجرّد از صفات زايده بر ذات اعتبار كنى ، مقام آن را احديّت و الهيّت خوانند و « عما » نيز گويند و چون ذات را با ( 10 ) صفات اصليّه اعتبار كنى ، آن را حضرت ( 11 ) و احديّت گويند و آن حضرت را با عالم جبروت نامند و چون ذات را با جميع صفات اعتبار كنى ، آن حضرت را عالم ملكوت خوانند ( 12 ) . و صفات اگر متّصف ( 13 ) به لطف و رحمت بود ، صفات جمالى ( 14 ) خوانند و اگر متّصف به قهر بود ، جلالي ( 15 ) دانند و اگر صفات و اسماء را با جميع مظاهر

--> ( 1 ) آ : وفقك اللَّه و ايّانا نكشف الحقائق . ( 2 ) آ : مطلقا . ( 3 ) د ، س : اعتبار كنى . ( 4 ) ب : حقيقة الحقائق نامند . ( 5 ) آ : اللَّه گردانند - س : گرايند . ( 6 ) آ : بروزات در كسوت قيود . ( 7 ) ب : گاه در كسوت قيد . ( 8 ) د ، س : قيد . ( 9 ) د ، س : چون . ( 10 ) آ : با جميع صفات . ( 11 ) آ : عالم ملكوت گويند . ( 12 ) د ، س : گويند . ( 13 ) د : متصل . ( 14 ) آ ، س : جمال - ب : و عمى نيز گويند . ( 15 ) د : جلالي خوانند . س : جلال دانند . ب آ : جلال دانند .