خواجه محمد پارسا
مقدمة 43
شرح فصوص الحكم
تنزلات حق غير از عالم مثال به طور اجمال عبارت است از : عقل اول و مراتب آن از عقول مجرّده ، مرتبه نفوس منطبعه ( هيولاى كليّه ) ، صور مركَّبات ، صور انسانى . در مقايسهء عقايد حكما با اين مكتب از عرفا ، هر گاه زمان و مكان را - كه در نظر عرفا از محدثات است و از امور اعتبارى است ، و به قول شيخ محمود شبسترى جهان امر اعتبارى « 147 » است - كنار بگذاريم هيولى يا ماده يا عقل ، در گفتار حكما برابر با حضرت اول خواهد بود و نفس كلى يا نفس را مىتوان با حضرت دوم برابر نهاد . اين تشابه در لفظ است در حالى كه در اساس انديشهء حكماى اسلامى و اصحاب وحدت وجود ، اختلاف كلى وجود دارد و ظاهرترين دليل بر اين سخن آن است كه حكما به تعدد قديم معتقدند ، ولى عرفا ، قديم را جز ذات بارى نمىدانند و همهء هستى از حضرات و عوالم و مقامات همه حادث و مفتقرند « 148 » . شيخ نجم الدين رازى در كتاب مرصاد العباد نيز بيانى نظير بيانات شارحين فصوص دارد و او نيز تجلى اول يا مبدأ موجودات و مخلوقات و أرواح انسانى را روح پاك محمدى مىداند ، و آن گه عالم ملكوت و بعد عالم ملك و بعد عالم عناصر طبيعى و عالم انسان را بيان مىدارد « 149 » . به طور خلاصه حكما مقام واحديت و احديت را ذات واجب مىدانند ، ولى عرفا مقام احديت و ، واحديت را خارج از مقام خلق ، و داخل در مقام تقدير و علم مىدانند . و عالم عقول و مثال و ماده را سه حضرت از حضرات خمسهء الهيه مىشمارند . مفاتيح غيب عرفا در توجيه آيهء « عِنْدَه مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ . . . » سخنانى دارند :
--> « 147 » محمود شبسترى ، همان كتاب ، ص 54 ( جهان را ديد امرى اعتبارى چو واحد گشته در اعداد سارى ) . « 148 » عبد اللَّه زنوزى ، همان كتاب ، ص 88 - 89 - 90 - 91 . « 149 » نجم الدين رازى ، مرصاد العباد ، ص 20 - 21 - 30 - 35 .