خواجه محمد پارسا

مقدمة 28

شرح فصوص الحكم

در نصف آيه ، بر قول محقّقى كه مىگويد ، كه « كاف » در « كَمِثْلِه » زايده نيست ، اين بود كه . . . ) ى ) توضيحات شارح دانشمند با قراينى كه به دست مىدهد ، بيانگر اين است كه نسخ متعددى در اختيار داشته است و در شرح كتاب فصوص اكتفا به يك نسخه نكرده است : ( ص 26 . . . و در بعضى نسخ است كه : و ان فيها فيما تزعم الاهليّة . . . ) موارد بالا نمونه اى است از مهارت و آگاهى پارسا در حل مشكلات كتاب فصوص هر چند در اين كار شارحين ديگر نيز توجهى تام دارند ، ولى با مقايسهء موارد مشابه ، لطف بيان و سلاست گفتار و باريك انديشى پارسا چيز ديگرى است . شارح در شرح مشكلات منطقى و كلامي و فقهى و اصولى نيز به بهترين وجه رسالت خود را انجام داده است و عقايد ارباب ملل و نحل را با ساده ترين و گوياترين روش بيان مىكند . كه متن كتاب حاضر نه در يك مورد ، بلكه در دهها مورد بيانگر اين شيوهء گفتار است . 6 - سبك نگارش و انشاى پارسا شيوهء نگارش پارسا در بين نوشته‌هاى سدهء هشتم و نهم داراى مقام ممتازى است . از ويژگيهاى نثر او سادگى و روانى و پر بارى و نياوردن حشو و زوايد و بيان محكم و مستقيم مطالب و آوردن تمثيلات و تشبيهات و تأويلات قرين به ذهن است . هر چند خصوصيات بالا ويژهء نوشته‌هاى فارسى صوفيه درين دو قرن است « 88 » ، ولى با مقايسه ، مىتوان روانى و انسجام نثر پارسا را بر نوشته‌هاى مشابه معاصرينش برگزيد . و به جرئت مىتوان فارسى نويسى او را در حد تذكره الاولياى عطار و كيمياى سعادت غزالى قرار داد ، جز اينكه خواجه پارسا كلام خود را به مقتضاى حال با احاديث و اقوال پيامبر و بزرگان دين آرايش مىدهد و اين امر در ضرورت مشرب اوست كه آن اتباع سنت مصطفوى است « 89 » .

--> « 88 » براى مثال : صاين الدين على تركه ، همان كتاب ژان اوبن ، همان كتاب ( مجموعه در ترجمه احوال شاه نعمت اللَّه ولى ) . « 89 » بهاء الدين نقشبند گويد : « طريقهء ما از نوادر است . عروة الوثقى است . چنگ در ذيل متابعت سنت مصطفى ( ص ) زده‌ايم و اقتدا به آثار صحابهء كرام او ( رض ) نموده » . صلاح بن مبارك بخارى ، انيس الطالبين و عدة السالكين ، ورق 28 جامى ، نفحات الانس ، ص 378 و 413 طاهرى عراقى ، همان كتاب ، ص 50 - 51 .