الميرزا القمي

59

جامع الشتات ( فارسي )

واما پول‌هاى مغشوش كه مركب است از نقره ومس وأمثال آن پس اگر رواج است در ميان مردم وحال آن معلوم است وگرفت وگير 1 نمىكنند ، ضرر ندارد وهر چند مقدار غش مجهول باشد . وهر گاه رواج [ نداشته ] باشد ومتروك باشد ميان مردم ، جايز نيست معامله به آن ، مگر آنكه بيان كند غش آن را . وظاهرا خلافي در هيچ يك از اين دو حكم نيست . وأحاديث صريحه ، وجمع بين اخبار منع وجواز ، واجماع منقول دلالت بر آنها دارد . واما آنچه در اين أوقات اختراع شده ، حكم آن را ، از آنچه گفتيم ظاهر مىشود ، وهر گاه مردم مىدانند كه از اين قسم است ودر معامله رواج دارد ، جايز است صنعت آن وخرج كردن آن . واگر حال آن بر مردم مشتبه است ونمىشناسند كه اين از آن بابت است ونقرهء آن هم كمتر است از قدرى كه مردم در آن بىمضايقه باشند . پس نه خرج كردن آن جايز است ونه صنعت آن ، وغش است وحرام است ومورد أحاديث منع ، است . 48 - سئوال : در شرح لمعه مىفرمايند كه " والمغبون اما البايع أو المشترى اوهما " آيا چنين معامله كه هر دو مغبون باشند ، ممكن الوقوع ، است يا نه ؟ - ؟ وملا احمد 2 تونى در حاشية بر همين عبارت نوشته است " قد عرفت ان الغبن في طرف البايع انما يكون إذا باع بأقل من القيمة السوقية وفي طرف المشترى إذا اشترى بأزيد منها ولا يتفاوت الحال بكون الثمن والثمن من الأثمان أو العروض أو أحد هما من أحدهما والاخر من الاخر ، وح فلا يتعقل كونهما مغبونين والا لزم كون المثمن أقل في القيمة السوقية وأكثر منها ، وهو محال " .

--> 1 : " گرفت وگير " : ممكن است به معناى مؤاخذه ، درگيرى وحتى شكايت ودستگيرى باشد . وممكن است لفظ " مىكنند " صحيح باشد در اين صورت به معناى " داد وستد " است . 2 : ملا احمد تونى فرزند محمد معروف به فاضل تونى . برادرش نيز ملا عبد الله تونى صاحب " شرح وافيه " است خود ملا احمد تاليفات متعدد دارد از آن جمله " حاشية بر شرح لمعه " كه در هامش آن ، چاپ شده است . با بعضىها كه در زمان رضا شاه در تهران به " فاضل تونى " معروف شدند ، اشتباه نشود