الميرزا القمي

53

جامع الشتات ( فارسي )

است ، تو گندم خود را بگير . ؟ . جواب : ظاهر صحت معامله است به جهت آنكه بيع دين آنكه بيع دين ( خصوصا به نقد ) جايز است على الخصوص بعد انقضاى موعد دين . ودر صحت بيع قبض شرط نيست 1 . ومنعى كه وارد شده در بيع طعام قبل از قبض ( بر فرض تسليم حرمة ) ، آن در جائى است كه مالك ، آن طعام را خريده باشد نه در وقتي كه به ميراث يا غير آن منتقل شده باشد . 41 - سئوال : هر گاه كسى ملك ، با باغ شخصي ديگر معاوضه كند وهر دو تصرف كنند به زرع كردن ومصرف كردن ميوه . آيا لازم است ؟ يا رجوع هر يك به مال خود جايز است ؟ جواب : بدان كه در انعقاد بيع شرط نيست كه ثمن از نقدين باشد بلكه هر چيز ، قيمت مىتواند شد . بلكه گاه هست كه كسى اسبى را مىفروشد به ده رأس ميش ، يا گاوى را مىفروشد به الاغى ، وأمثال آن . چنان كه در مسئله خيار حيوان تصريح كرده‌اند به آن . وهمچنين فروختن ملك به باغ . پس اگر اشكال در سئوال اين است كه اين را از بيع بيرون كنيم به اين جهت ، پس آن محض تو هم است . به جهت آنكه بيع ، آن نقل ملك است به ديگرى به عوض معين . واين تعريف شامل ما نحن فيه است . واگر اشكال در اين است كه صيغه خوانده نشده است پس آن داخل بيع معاطات مىشود . ومعاطات هر چند أدله بسيار بر صحت ولزوم آن ، هست ولكن چون از ابن زهره وشهيد ثاني ( ره ) بر اشتراط لزوم بيع به صيغه ، دعوى اجماع شده . وظاهرا خلافي هم از أصحاب نقل نشده ( از غير ظاهر مفيد - ره - ) تا زمان آخوند ملا احمد ( ره ) وبعضي از تابعين أو . وبعضي از مؤيدات هم از اخبار دلالت بر آن دارد . پس أولى اين است كه بناى عمل بر عدم لزوم آن باشد . هر چند اظهر اين است كه مبيح تصرف است بلكه مملك است ، بلكه بيع است . ولكن عدم لزوم مادامى است كه تصرف در طرفين يا أحدهما نشده باشد . وبعد از

--> 1 : ودر نسخه : به جاى لفظ " نيست " لفظ " است " . غ