الميرزا القمي

27

جامع الشتات ( فارسي )

نه ؟ جواب : واجب است بر بايع كنيز ( هر گاه أو را وطى كرده باشد وآن كنيز بالغ باشد ) اينكه أو را استبراء كند ، يعنى بعد از دخول ، ديگر با أو جماع نكند تا يك حيض ببيند واشهر واظهر آن است كه هر گاه در بين حيض ، أو را بفروشد همين حيض هم كافى است واگر تا به حال ، حيض نديده ولكن در سن كسى است كه حيض مىبيند ، يعنى نه سال أو تمام باشد چهل وپنج روز با أو جماع را ترك كند وبعد از ان بفروشد ، چنان كه بر مشترى هم واجب است كه استبراء كند ، به همين قدر ، هر گاه بايع استبراء نكرده باشد . ولكن هر گاه بايع بعد از دخول وقبل از استبراء بفروشد بيع صحيح است ، مگر اينكه ظاهر شود كه حامله بوده است از مولى ، در اين وقت معلوم مىشود كه أم ولد بوده وبيع أو فاسد بوده . 25 - سئوال : هر گاه زيد سه دانگ مزرعه را از عمرو ، بخرد چون خواهد تصرف كند ، عمرو گويد كه من سه دانگ از هفت دانگ فروخته‌ام وزيد ، بگويد كه من سه دانگ از شش دانگ خريده‌ام كه نصف باشد ، چنان كه متعارف است ، حكم آن از چه چيز است ؟ جواب : أصل در تعيين بعض زمين مشاع وأمثال آن ، به اين است كه به لفظ نصف وثلث وربع ، يا به جريب وقفيز وذرع وأمثال آن بشود . واما سه دانگ ، پس أصل در " حقيقت " بودن آن ، مطلقا ، در نصف ، در " عرف عام " ثابت نيست ، 1 به جهت اختلاف شديد در زمينها وبلاد . پس به اين سبب ، جهالت در بيع به هم مىرسد . خصوصا در وقتي كه در خصوص مزرعهء مذكوره ، اصطلاح تقسيم به هفت دانگ باشد . بلى هر گاه مصطلح أهل آن قريه در آن مزرعه بالخصوص تقسيم به شش دانگ باشد وبايع كه از جملهء أهل آن قريه است ، سه دانگ را بفروشد ومشترى هم همان اصطلاح را داند ، يا

--> 1 : مطابق نسخ ، وممكن است صورت جمله چنين باشد : پس أصل در " حقيقت مطلق " بودن آن ، در نصف ، در " عرف عام " ثابت نيست