الميرزا القمي

332

جامع الشتات ( فارسي )

از طريق ثانيه هم دست بر دارد . اما اينكه نوشته‌اى چرا نبايد رفت تا بنادر كه در آنجا حال ظن سلامت وعدم آن ، محقق شود ؟ جواب آن از آنچه پيش گفتيم ظاهر مىشود ، زرا كه هر چند ألفاظ أسامي أمور نفس الامريه باشد ، لكن تحقيق آن است كه در تكاليف معيار فهم مكلف است وأو در خانه خود بايد بداند كه سرب مخلى است يا نه ، نه اين كه لازم باشد برود كه تفحص كند از اين معنى ، حتى به اين نحو كه متحمل اين سفر دور ودراز شود از براي تفحص وتحصيل ظن ، واين عين حرج وعسر شديد است وخصوصا در كساني كه حج در ذمه آنها مستقر نشده كه بر فرض جواز عمل به استصحاب سلوك شود معارض است به أصل برائت وعدم حصول استطاعت در وجوب حج . اگر بگويى چه فرق است ما بين راه دريا وخوف غرق وما بين راه صحرا وخوف اذيت سعود ؟ پس چنان كه جايز است ركوب بحر ، با احتمال غرق پس جايز خواهد بود . سفر بر ، با احتمال خطر سعود . گوييم كه در سفر دريا ، غلبه سلامت موجود است . چون هزار كس به سلامت مىرود ويك كس به ندرت غرق مىشود واين مضر نيست ، چنان كه گاه است در بيابان هم تگرگ وصاعقه ، قومي را هلاك مىكند وآن نادر ، معتنى به نيست در نظر شرع وعقل وعرف وعادت . ولكن آن غلبه در مملكت سعود تا به حال متحقق نشده كه تكيه بر ظن غلبه بشود يا استصحاب آن غلبه ، بلكه در سفر دريا هم مىگوييم هرگاه در حين ركوب ، ودر روزى كه مظنه تگرگ وصاعقه است جايز نيست حركت ومعيار تكليف ، شروع در مكلف به است وهرگاه در أول امر ظن غلبه در دست هست ودر بين طي مسافت سانحه رو دهد ، آن مضر نيست ، ولكن در ما نحن فيه در حين شروع در طي مسافت آن ظن غلبه در دست نيست . وبه هر حال ، اين مسئله از موضوعات احكام است ومكلف بايد خود ، اين معنى را بفهمد واز مسائل شرعيه نيست كه مورد استفتا وتقليد باشد وآنچه موقوف عليه حكم است ، همان است كه بيان كرديم . ديگر اينكه آيا اين ما نحن فيه از آن باب است يا نه ، خود مكلف بايد بفهمد ودر أكثر مواضع مكلف نيز اقتصار به فهم خود نمىتواند كرد ، بلكه رجوع