الميرزا القمي
289
جامع الشتات ( فارسي )
تجديد نيت كند ، خالى از اشكال نيست . ولكن اظهر ، صحت است . وهرگاه حج در ذمه أو مستقر شده بوده است ، در سال آينده حج را اعاده كند وجوبا . وهر گاه كسى اين عمره را بجا نياورده باشد وبيايد به بلاد خود ، پس بر احرام خود باقي است . پس هرگاه ممكن شود بايد برگردد وبه همان احرام ، عمره را بجا آورد وبعد از آن ، حج را بجا آورد ، حتى اينكه هرگاه فرض أو حج تمتع است . چنان كه فرض أهل عراق آن است ، بايد از مكة بيرون رود ودر يكى از مواقيت عمره احرام گيرد واگر نتواند در أدنى الحل ، احرام گيرد وعمره تمتع بجا آورد وبعد از آن ، حج تمتع بكند . وهرگاه ممكن نباشد برگشتن ( از خوف راه وعدم رفيق وأمثال آن ) وخواهد كه محل شود ، يعنى زن وساير محرمات بر أو حلال شود ، پس حكم اين حكم " مصدده از عمره " است . ( يعنى ممنوع از عمره به جهت خوف دشمن وأمثال آن ، نه به جهت مرض وبيمارى ) چنان كه كلام جمعى است ومقتضاى عمومات أدله ونفى عسر وحرج است . ( هر چند آخوند ملا احمد ( ره ) در آيات احكام در اين تأمل كرده ) وحكم مصدود از عمره ، اين است كه قرباني بكشد به قصد محل شدن وگوشت آن را تصدق كند وجمعى تقصير را نيز واجب دانستهاند وبعضي تخيير كردهاند ما بين تقصير ، يعنى كم كردن چيزى از مو ، يا سر تراشيدن . هر چند وجوب اين ، الحال بر حقير ظاهر نيست . لكن أحوط عمل به آن است به نيت محل شدن . پس زن وساير محرمات بر أو حلال مىشود وبعد برود به مكة وحج أو ، چنان كه فرض أو است بجا آورد . وجماعي كه كرده است در حال جهالت به حرمت ، كفاره در آن واجب نيست وأولادي كه به هم رسيده است حلال زاده است . 421 - سؤال : هرگاه كسى وصيت كند كه بعد از فوت من ، زيد را أجير كنيد از براي من حج كند ومفروض اين است كه زيد ، خود مستطيع است . آيا واجب است قبول يا نه ؟ وبر فرض قبول ، هرگاه بگويد من مىروم به مكة وحج خود را بجا مىآورم ودر آنجا مىمانم ودر سال ديگر ، حج مىكنم ، آيا جايز است از براي أجير اين عمل واز براي وارث ووصى جايز است اكتفا به همين يا نه ؟ جواب : كسى كه در ذمه أو ، حج واجب هست كه در آن سال كند ومتمكن هم