الميرزا القمي

240

جامع الشتات ( فارسي )

آنها را بكند قربة إلى الله كافى است . وبالجملة هرگاه كسى را گمان اين است كه روزه ، همين نان وآب نخوردن است وآن أمور ديگر را نمىداند وتقصير كرده در اخذ مسائل آنها ، روزه أو باطل است . هر چند در واقع ترك همه را كرده باشد . بلى هرگاه تقصير نكرده به اين معنى كه غافل بالمرة بوده وهيچ به اين فكر نيفتاده كه بلكه چيز ديگر هم ضرور باشد كه بايد پرسيد ولكن در واقع هم امساك از همه آن أمور كرده باشد كه واجب است امساك از آنها ، در اين صورت نمىگوييم كه قضا بر أو واجب است ( 1 ) . 400 مكرر - سؤال : پسر مىخواهد كه عمل سنت بكند ، مثل روزه وزيارة وقرآن ، پدر راضى نباشد به اين مرتبه كه اگر امروز پسر من روزه سنت بگيرد ، از أو راضى نيستم ومادر بگويد كه پسر من امروز را اگر روزه نمىگيرد از أو راضى نمىشوم . آيا در اين صورت پسر به قول پدر عمل كند يا به قول مادر ؟ جواب : وجوب أطاعت پدر ومادر در غير امر به معاصي ونهى از واجبات في الجملة اجماعىات كه لازم است وغمگين كردن ايشان حرام است ودر مثل واجب وترك حرام رضاى ايشان ضرور نيست ، هر چند به سبب آن غمگين ومكدر شوند وهمچنين در افعال مستحبه هم اذن ايشان ضرور نيست . مگر در روزه سنتي كه جمعى قايل به حرمت آن شده‌اند ، ولكن مشهور كراهت است بدون اذن والدين ، واما سفر سنت ، آن نيز موقوف است به رضاى والدين ، بلكه واجبات كفائيه هم ، چنين است مثل جهاد وتحصيل علم ( هرگاه واجب كفايى باشد ) هرگاه كسى باشد كه كفايت از أو حاصل شود وهمچنين سفر مباح . وبعضي سفر تجارت را جايز دانسته‌اند ( هرگاه تجارت در بلد خود ميسر نشود ) واظهر آن است كه هر يك از افعال مباحه را كه والدين راضى نباشند نبايد كرد ، مگر اينكه ضرر ديني يا دنيايى به فرزند برسد بر ترك آن . مثلا هرگاه پدر ومادر بگويند زن مگير ، يا زن خود را طلاق بگو واين سبب ضرر بر فرزند

--> 1 : وليكن روزه‌اش فاسد است . همان فتوائى كه در مسئله شماره 392 گذشت - نظر به عدم تصريح به فساد در اينجا ، ممكن است ميرزا نسبت به اين موضوع بعدها دچار ترديد شده است البتة ما فاصله زماني دو مسئله ودو سؤال را نمىدانيم .