الميرزا القمي
225
جامع الشتات ( فارسي )
جواب : هر روزه كه معين است مثل ماه مبارك رمضان ونذر معين ، افطار آن حرام وموجب قضا وكفاره است واما غير معين مثل روزه كفاره ونذر غير معين ، جايز است افطار آن مطلقا ، يعنى هر چند بعد از زوال باشد ، واما قضاى رمضان پس جايز است افطار آن قبل از زوال ، مگر با ضيق وقت يا ظن موت كه جايز نيست افطار وكفاره بر افطار لازم نيست وظاهر اين است كه روزه استيجار نيز چنين باشد . واما بعد از زوال ، پس جايز نيست افطار بدون عذر وموجب كفاره مىشود واظهر اين است كه اطعام ده مسكين است واگر عاجز باشد سه روز متوالى روزه بگيرد ودليلي بر الحاق روزه استيجار ( به جهت قضاى ماه رمضان ) به آن ، نيست هر چند أحوط ، الحاق است . 392 - سؤال : هرگاه كسى از خانه يا دار اقامه ، سفر كند وبيرون رود وبه حد ترخص نرسيده افطار كند با جهل به عدم جواز ، آيا بر أو كفاره واجب است يا نه ؟ جواب : بدان كه تناول مفطر از روى جهالت چند احتمال دارد : يكى آن است كه تناول مىكند مفطر را ، در حالي كه معتقد اين است كه صائم است ، وليكن جاهل است به اينكه آن شئى مفطر است يا نه وهر چند در رد پاى نظر ، بر اين ، هم دو احتمال است ، يكى آنكه با اعتقاد صائم بودن در نفس الامر هم صائم است ودوم اينكه در نفس الامر صائم نيست . وليكن به نظر دقيق بطلان احتمال أول ظاهر مىشود ، چون ماهيت صوم عبارت است از قصد به امساك وكف نفس از أمور معينه ودر صورت جهل به مفطر بودن آن مفطر . پس قصد كف نفس از آن نكرده ، پس صوم نفس الامرى متحقق نشده ، بلكه همان در اعتقاد خود صائم است . دوم اينكه تناول مىكند مفطر را در حالي كه معتقد اين است كه غير صائم است وجاهل است به اينكه صائم است ، مثال أول اينكه روزهدار جماع مىكند با جهل به اينكه جماع مفطر است ، ومثال دوم اينكه سهوا آب مىخورد ومىداند كه آب مفطر است ونمىداند كه تناول آن سهوا مبطل نيست وبه اعتقاد اين كه غير صائم است باز آب مىخورد يا نان يا چيز ديگر وحال اينكه در نفس الامر صائم است ، واما نمىداند كه صائم است . وآن دو احتمال سابق در اينجا هم جارى است وحق آن است كه گفتيم .