الميرزا القمي
91
جامع الشتات ( فارسي )
واحتياط در اين است كه بعد از عمل به مقتضاى آنچه ترجيح داديم ( از صحت نماز ولزوم عود به سجود وبجا آوردن يك سجده وبرخاستن وتمام كردن وقضا كردن يك سجده با سجده سهو ) اينكه اعاده هم بكند . ودر اين مقام ، سخن ديگر هم هست وآن ، اين است كه امر ، مردد است ميان سه امر ، يكى اين كه دو سجده از ركعت أول فوت شده ، ودوم اينكه از ركعت دوم فوت شده ، وسوم اين كه هر يك از آنها از ركعتي عليحده فوت شده باشد . واحتمال بطلان همان ( 1 ) در صورت أولى است ودر صورتين اخيرتين ، هر دو را ممكن است صحت ، به جهت آنكه محل تدارك نگذشته ، پس اگر هر دو با هم از ركعت دوم فوت شده باشد باز مجال صحت هست ، چون محل عود ، باقي است . ومؤيد ومرجح اين احتمال است اينكه ظاهر اين است كه تا ركعت أول را صحيحا بجا نياورده باشد به دومى منتقل نشده است . ولكن آن معارض است به اينكه ظاهر اين است كه دو سجده با هم ترك نشده باشد ، پس مىتوان گفت كه چون امر أو مردد است ميان اين دو وجه صحيح ، پس مخير بايد باشد ميان اين كه عود كند ودو سجده را با هم به عمل بياورد ونماز را تمام كند واينكه برگردد ويك سجده بكند وسجده ديگر را قضا كند بعد از نماز با سجده سهو . پس اظهر همان است كه پيش ترجيح داديم ودر هر صورت ، احتياطا اعاده كند ( 2 ) . 198 - سؤال : هر گاه شوع كرد در سجده ركعت دوم ويقين كرد كه يك ركوع از أو فوت شده وشك دارد كه آيا اين از ركعت أول فوت شده يا دوم ، چه كند ؟ جواب : هر چند أصل " تأخر حادث " در اينجا وجهي ندارد در نفس سقوط كه سقوط در آخرى شده باشد . به جهت آن كه با معارضه به أصل تأخر ركوعى كه به عمل آمده مى گوييم كه نسبت ترك ركوع به ركعتين مساوى است به جهت آنكه مفروض اين است كه
--> 1 : مجددا ياد آورى مىشود : مرحوم ميرزا گاهى لفط " همان " را به معناى " فقط " و " تنها " به كار مىبرد . 2 : اين استدلال وتفصيل وتشقيق شقوق كه مرحوم ميرزا در اين مسئله بيان كرده منحصر به فرد است ومانندش را تنها در بعضي استدلالهاى جواهر الكلام مىتوان ديد .