دكتر عقيقى بخشايشي
997
چهارده نور پاك ( فارسي )
نهضتهاى خشونت آميز ، نتائيج طبيعى فعاليتهاى مختلف ، تحت جريان و تلاشهاى انقلاب و بالاتر از همه موضع گيرىهاى سازشكارانه " اهل الحديث ومرجئه " در زمينههاى فوق ، همه در اين دوران قرار داشت . وجود اين اوضاع پيچيده و چند بعدى ، صعود امامت جعفر صادق ( عليه السلام ) را به تعالى و در دجه اى والاتسهيل كرد كه از اين پيش براى پدر و پدر بزرگش نيل به آن امكان نداشت . . . " . او در تشريح و بررسى اين اوضاع خاطرنشان مى سازد : " وقتى كه حكومت خودكامه اموى و روش بى بند و بار زندگى آنان ، انتظارات مسليمن را به خصوص پس از قتل عام كربلا ، ناكام كرد مسلمانان به تصور و انديشه در عقيده مهدويت پرداختند ، مهدى را رهبرى مى دانستند كه مستقيما به وسيلهء خدا هدايت مى شد قتل عام كربلا و كشتن حسين ( عليه السلام ) تنها نواده باقيمانده پيامبر ، خراب كردن خانه كعبه ، محاصره مدينه و اعمال مصائب و رنجها نسبت به كوفيان هوادار على ( عليه السلام ) زمينههاى كافى براى انتظار قيام مهدى ( عليه السلام ) را فراهم ساخت گرچه خوانخواهى فرزند پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) فرياد اصلى و محور همه اين جريانها بود ، اتخاذ سياست تقيه و عدم درگيرى در ماجراهاى سياسى كه امام زين العابدين ( عليه السلام ) داشت موجب شد كه كوفيان نا آرام هوادار خاندان پيامبر به كسب حمايت اخلاقى از يكى ديگر از اعقاب على ( عليه السلام ) بپردازند . خلاصه آنكه عصر زندگى آن بزرگوار ، دوران گسترش تعليم و تربيت ، آغاز نهضت فكرى اسلامى و طليعهء دانشهاى گوناگون مذاهب ، فرق ونحل و ملل و عصر بروز آراء و عقائد بود و زمينه براى نشر علوم و فرهنگ اسلامى آماده تر و مستندتر ، و خلفاء آن روز بر خلاف گذشتگان تمايلى به بحث و گفتگو نشان مى دادند هر چند كه به اقتضاى زمان و تحت تأثير شرايط و مقتضيات زمان و مكان باشد . پيشواى ششم ما ، هرج و مرج و پايان عصر امويان را غنيمت شمرد و به تبليغ آيين پيامبر اسلام به بهترين وجه همت گماشت . آموزشهاى لازم و راهنمائىهاى ارزنده او ديوارهاى ابهام و مشكلات را فرو ريخت وآئين واقعى محمد ( صلى الله عليه وآله ) را طرح ريزى و نشان داد به حدى كه آئين اسلام را آئين جعفرى و او را پايه گزار و مؤسس اين مكتب ناميدند .