الشيخ الصدوق ( مترجم : شاهرودي )
مقدمه مترجم 3
معاني الأخبار ( فارسي )
بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ زمان ، زمان جاهليّت بود و ظلمت ، ابرهاى تيره و قيرگون اوهام و خرافات ، روزنهء اميد و سعادت بشرى را تيره و تار ساخته بود . در چنين شرائطى كسى راه را از بيراهه تشخيص نمىداد ، و هر روزى كه خورشيد طلوع و غروب مىكرد انسانها خويشتن را در كوره راه جديدى مىديدند و بيشتر به وادى تباهى كشانيده مىشدند . اهريمنانى كه براى تاراج گوهر عزّت و شرف انسانيت در كمين بودند ، با استفاده از فرصت بدست آمده بر كاروان بشريّت شبيخون زدند ؛ آنان را در بند خيالات نيشغولى شيطانى خويش به زنجير كشيده ، و در حصار هوى و هوس زندانى نمودند . و همچنان كه بر اين موفّقيّت خود افتخار كرده و عربدههاى مستانه سر مىدادند ناگاه اشعّهء فروزان خورشيد نبوّت از افق سينهء رسول خدا محمّد بن عبد الله صلَّى الله عليه و آله و سلم بر دميد و بر آن ابرها چيره گشته ، سينهء ظلمت كفر را دريد ، و شعلهء آتشكدههاى مجوس را بخمودى كشيد ، و طنين كوبندهء فرياد حقپرستى و رهائى از پرستش اصنام و خدايان دروغين و قطع ايادى ظلم و ستم را به گوش يغماگران مست قدرت رسانيد و صاعقه وار كنگرهء كاخ بيدادگران ملقّب به دادگر را فرو ريخت . بشريّت در بند اوهام آن روزگار ، چون نخستين پرتو سپيده دم آزادى را در چشمانداز خود ديد ، و فرياد رهائى بگوشش رسيد ، با تبسّمى از اميد كه بر گوشهء لبانش نقش بسته بود خود را آمادهء يك جهش رهائى بخش ساخت .