دكتر عقيقى بخشايشي

939

چهارده نور پاك ( فارسي )

امام باقر ( عليه السلام ) از زبان شاگردان مفيد رحمة الله در ارشاد از يحيى بن عبد الحميد نقل مىكند ، كه گفته است : محمد بن على بن الحسين از اهل الذكر در آيهء " فاسألوا اهل الذكر " است او از اخبار گذشتگان و اخبار انبياء خبر داده و از او كتابهاى غزوات نوشته و سنن رسول الله را روايت كرده اند ، و در مناسك حج به رواياتى كه از رسول خدا نقل فرموده اعتماد نموده اند ، و از او تفسير قرآن نوشته اند ، و خاصه وعامه از او نقل حديث كرده اند ، هر كه از اهل آراء مختلف به محضر او رسيده او را مجاب كرده است و مردم ، بسيارى از علوم كلام را از او به يادگار داشته اند . ( 1 ) مرحوم شيخ طوسى در رجال خويش ص 102 - 142 چهارصد و شصت و چهار نفر از اصحاب آن حضرت را نام برده كه همه از آن بزرگوار نقل حديث كرده اند . 1 . ابن قداح : ابن قداح از امام صادق ( عليه السلام ) نقل مىكند كه فرمود : پدرم ( امام باقر ) كثير الذكر بود ، خدا را بسيار ياد مى كرد ، من در خدمت او راه مى رفتم مى ديدم كه خدا را ذكر مىكند . با او به طعام خوردن مى نشستم ، مى ديدم كه زبانش به ذكر خدا گوياست . با مردم سخن مى گفت و اين كار را از ذكر خدا مشغول نمى كرد . من مرتب مى ديدم كه زبانش به سقف دهانش چسبيده و مى گويد : " لا إله الا الله " . او در خانه ، ما را جمع مى كرد و مى فرمود تا طلوع خورشيد خدا را ذكر كنيم ، هر كه قراءت قرآن مى توانست امر به قراءت قرآن مى كرد و هر كه نمى توانست امر به ذكر خدا مى فرمود . ( 2 ) 2 . زرارة بن أعين : زرارة بن أعين مى گويد : ابوجعفر امام باقر ( عليه السلام ) در تشييع جنازه اى از قريش حاضر شدند ، من نيز در خدمتش بودم ، عطاء بن ابى رباح از جملهء حاضران بود ، زنى در پشت جنازه ضجه مى كشيد و ناله مىكرد ، عطاء به آن زن گفت : ساكت شو و صدايت بلند نشود و گرنه من بر مى گردم ، زن ساكت نشد ، عطا برگشت . من به امام باقر ( عليه السلام ) گفتم : عطاء

--> 1 . ارشاد ص 248 . 2 . اصول كافى ج 2 ، ص 499 ضمن حديث .