دكتر عقيقى بخشايشي

925

چهارده نور پاك ( فارسي )

نيز ، دانست . ( 1 ) ابورافع هنگامى اين كتاب را نوشت كه كتابت حديث و گفتار پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) از نظر دستگاه خلافت ، جرم بزرگى به شمار مى رفت . پس از ابورافع ، نويسندگان شيعه در همان دوران فترت كتابت حديث ، به ضبط و نوشتن احاديث اسلامى پرداختند و از اين طريق سخنان پيشوايان خود را از دستبرد تحريف و تغييرات زمان حفظ نمودند . ( 2 ) اين برنامه از زمان اميرمؤمنان ( عليه السلام ) تا زمان پيشواى پنجم ادامه داشت و در زمان حضرت باقر ( عليه السلام ) پيشرفت درخشانى پيدا كرد به طورى كه هنگام صدور دستور عمر بن عبد العزيز مبنى بر جمع آورى و تدوين حديث ، هر كدام از ياران و شاگردان برجستهء پيشواى پنجم ، هزاران حديث را حفظ داشتند . حوزهء علمى پربارى كه امام باقر ( عليه السلام ) مؤسس آن بود در محيط علمى خود شاگردان و فارغ التحصيلانى را پروراند كه هر كدام در رشتهء خود يكى از نخبگان و از فرهيختگان به شمار مى آمدند . حوزهء علمى امام باقر ( عليه السلام ) دامنگستر بود تنها به يك رشتهء خاصى محدود نمى گرديد بلكه در شاخه‌هاى متنوع معارف اسلامى از قبيل : تفسير ، حديث علوم قرآنى ، كلام ، فلسفه ، هيئت ، نجوم ، فلكيات ، تاريخ و ديگر رشته‌هاى رايج ، شاگردان برجسته اى داشت يكى از آن شاخه ها روايت و روايتگرى و تعليم احكام و احاديث بود . كه شاگردان ممتازى را تحويل جامعه اسلامى داد از آن ميان :

--> 1 . جلال الدين عبد الرحمن سيوطى ( متوفى سال 909 ) اصرار دارد كه پايه گذاران علوم اسلامى را اهل تسنن معرفى كند وى مى گويد : " نخستين كسى كه در فقه ، كتاب نوشت ، ابوحنيفه بود . در صورتى كه ابوحنيفه در سال 100 هجرى متولد شده و در سال 150 فوت كرده است و ابورافع 60 سال پيش از تولد ابوحنيفه در گذشته است . بنابراين جهان تسنن از اوائل قرن دوم هجرى به تدوين حديث پرداخته است در صورتى كه بزرگان شيعه از همان روز اول ، دست به چنين كارى زده اند . 2 . در تنظيم بحث مربوط به تدوين حديث ، از كتاب " شخصيتهاى بزرگ شيعه در صدر اسلام " ، تأليف برادر گرامى جناب آقاى پيشوايى ( بخش مربوط به شرح حال ابورافع ) استفاده شده است .