دكتر عقيقى بخشايشي

891

چهارده نور پاك ( فارسي )

" جلال الدين سيوطى " مى گويد : " پدر و مادر وليد ، در كودكى او را با هوسرانى و بى قيدى پرورش دادند ، از اين رو ، وى فاقد ادب و شايستگى انسانى بود " . ( 1 ) او تا آخر عمر نمى توانست قواعد دستور زبان عربى را صحيح به كار برد و هنگام گفتگو ، از لحاظ اصول تكلم مرتكب اشتباهات فاحشى مى گشت . او روزى در مجلس پدرش و در حضور عده اى ، هنگام گفتگو با يك نفر عرب ، جملهء بسيار ساده اى را غلط ادا كرد ! پدرش او را مورد مؤاخذه قرار داد و گفت : " هر كس زبان مردم عرب را به خوبى نداند ، نمى تواند بر آنان حكومت كند " . وليد به دنبال اين جريان ، همراه عده اى از دانشمندان علم نحو ، وارد اطاقى شد و در را به روى خود بست و مدت شش ماه تمام مشغول فرا گرفتن اين علم شد ، ولى پس از اين مدت نيز ، نادان تر از روز نخست بيرون آمد ! ( 2 ) و شايد يكى از عوامل اينكه وى به گسترش علوم و فنون توجه نشان مى داد ، محروميت خود او از دانش بود و مى خواست از اين رهگذر ، نقطهء ضعف و عقدهء حقارت خود را جبران نمايد . فرمانروايان ستمگر وليد همواره عناصر فاسد و جنايتكار را به عنوان امير و فرماندار و حاكم بر سرنوشت مسلمانان مسلط مى نمود و اين عده عرصه را بر مردم تنگ مى ساختند . يكى از فرمانداران او " حجاج بن يوسف ثقفى " فرد خون آشام وسفاك معروف بود كه از زمان عبد الملك مروان ، يكى از مهره‌هاى اساسى دستگاه حكومت أموى به شمار مى رفت و پستهاى حساسى را اشغال مى نمود . حجاج در زمان حكومت وليد ، به استاندارى منطقهء عراق منصوب گرديد ، وى كه ذاتا تشنهء خون انسان بود ، به پاس خوش خدمتى هائى كه به حكومت أموى مى كرد ، دستش تا مرفق ، به خون مردم بى گناه رنگين بود و به پشت گرمى حكومت مركزى ، كشتارها و

--> 1 . سيوطى ، تاريخ الخلفاء ص 223 . 2 . الكامل في التاريخ ج 4 ، ص 138 وتاريخ الخلفا ص 223 ، الفخرى ص 127 .