دكتر عقيقى بخشايشي
946
چهارده نور پاك ( فارسي )
اجازهء ملاقات نداد . گويا هشام در اين سه روز در اين فكر و انديشه بود كه چگونه با امام ( عليه السلام ) روبرو شود و چه طرحى بريزد كه از موقعيت و مقام امام ( عليه السلام ) در انظار مردم كاسته شود ؟ البته اگر دربار حكومتى هشام كانون پرورش علما و دانشمندان و مجمع سخندانان و اهل دانش بود امكان داشت دانشمندان برجسته اى را دعوت نموده مجلس بحث و مناظرهاى تشكيل بدهد ولى از آنجا كه دربار خلافت اغلب زمامداران اموى ، و از آن جمله هشام ، از وجود چنين دانشمندانى خالى بود و شعرا و داستانسرايان و مديحهگويان ، جاى خالى رجال علم را گرفته بودند ، هشام به فكر تشكيل چنين مجلسى نيفتاد زيرا به خوبى مى دانست اگر از راه مبارزه و مناظرهء علمى وارد شود هيچ يك از درباريان او ، از عهده ء مناظره با امام باقر ( عليه السلام ) بر نخواهند آمد از اين جهت تصميم گرفت از راه ديگرى وارد شود كه به نظرش پيروزى او مسلم بود . آرى با كمال تعجب هشام تصميم گرفت يك مسابقهء تيراندازى ! ترتيب داده امام ( عليه السلام ) را در آن مسابقه شركت بدهد تا بلكه در اثر شكست در مسابقه ، امام ( عليه السلام ) در نظر مردم شكست بخورد ! به همين جهت پيش از ورود امام ( عليه السلام ) به قصر خلافت ، عده اى از درباريان را واداشت نشانه اى نصب كرده مشغول تيراندازى گردند ، امام باقر ( عليه السلام ) وارد مجلس شد و اندكى نشست ، ناگهان هشام رو به امام كرد و چنين گفت : آيا مايليد در مسابقه تيراندازى شركت نمائيد ؟ حضرت فرمود : من ديگر پير شده ام و وقت تيراندازيم سپرى شده است مرا معذور دار . هشام كه خيال مى كرد فرصت خوبى بدست آورده است و امام باقر ( عليه السلام ) را در چند قدمى شكست قرار داده است اصرار و پافشارى كرد و سوگند داد و در اين هنگام به يكى از بزرگان بنى اميه اشاره كرد كه تير و كمان خود را در اختيار آن حضرت قرار بدهد . امام ( عليه السلام ) دست بر دو كمان را گرفت و تيرى در كمان نهاد و نشانه گيرى نموده تير را درست به قلب هدف زد ! آنگاه تير دوم را به كمان گذاشت و تير در چوبهء تير قبلى نشست و آن را شكافت ، و تير سوم به تير دوم اصابت كرد ! و به همين ترتيب نه تير پرتاب نمود كه هر كدام به چوبهء تير قبلى خورد ! و جايگزين گرديد . اين عمل شگفت انگيز ، حاضران را به شدت ، تحت تأثير قرار داده اعجاب و تحسين