دكتر عقيقى بخشايشي
944
چهارده نور پاك ( فارسي )
بلى من زراره پسر أعينم . به حمران خيلى شباهت دارى ، من تو را از قيافه ات شناختم . آيا حمران به مكه نيامده است ؟ نه ، ولى خدمت شما سلام رساند . حمران از مؤمنان راستين است ، او هرگز از دين حق ، بر نمى گردد ، از من به حمران سلام برسان . . . . ( 1 ) فرقهء مرجئه گفتيم در عهد صادقين ( عليه السلام ) گروههاى كلامى متعددى به ظهور پيوستند ، يكى از نمونههاى بارز اين جمعيتها ، فرقه " مرجئه " بود ، مرجئه : يعنى كسانى كه رجاء و اميد عفو دارند بى آنكه فعلا عملى داشته باشند . بنى اميه از يكسو با شيعه مواجه بودند كه بنى اميه را قاتل بنى هاشم و غاصب خلافت مى دانستند و از سوى ديگر ، با خوارج مواجه بودند كه بنى اميه را كافر دانسته قيام بر ضد آنها و از بين بردن حكومت شان را واجب مى شمردند ، و چون هر يك از اين دو دسته براى اثبات ادعاى خود ، يك سلسله دلايل دينى در دست داشتند كه بنى اميه قادر به ابطال آنها نبودند لذا فرقهء مرجئه را بوجود آوردند تا در برابر شيعه و خوارج ، دلايلى اقامه كرده در ميدان مبارزهء دينى - سياسى ، در مقابل آن دو دسته ايستادگى كنند . فرقهء مرجئه ايمان را عبارت از اعتقاد قلبى محض مى دانستند ، و هيچ گونه پشتوانهء عملى اين اعتقاد را لازم نمى شمردند . به عقيدهء اين فرقه ، كافى بود كه انسان قلبا مؤمن باشد تا جان و مالش ، از نظر اسلام محترم شمرده شود و در آخرت نيز رستگار شود ديگر عمل به احكام ضرورت ندارد در واقع نوعى اباحه گرى داشتند . اين فرقه اعلام مى كردند كه : " با وجود ايمان ، هيچ گناهى ضرر ندارد ، آن چنان كه با وجود كفر ، هيچ عبادتى فايده ندارد " ! و باز مى گفتند : " ايمان عبارت از اعتقاد قلبى است ، كسى كه قلبا ايمان دارد ، هر قدر به زبان ، اظهار كفر كند يا بت بپرستد ! يا آنكه در كشور اسلامى طبق آئين يهود و
--> 1 . رجال كشى ص 158 وقاموس الرجال ج 3 ، ص 414 .