الشيخ أبو الفتوح الرازي

40

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

* ( كَلَّا إِنَّه تَذْكِرَةٌ ) * ، حقّا كه اين قرآن يادگارى و ياد دهنده‌اى است شما را . * ( فَمَنْ شاءَ ذَكَرَه ) * ، هر كه خواهد ، بايد تا مىخواند اين قرآن و ياد مىكند . * ( وَما يَذْكُرُونَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه ) * ، آنگه گفت : ياد نكنند الَّا آنگه كه خدا خواهد . در تأويل او چند قول گفتند ، يكى آن كه : ايشان قرآن ياد نكنند الَّا و خداى تعالى ( 1 ) خواهندهء آن [ 16 - ر ] باشد ، براى آن كه طاعت است و خدا مريد است آن را . و وجهى دگر آن كه : ايشان ( 2 ) نكنند ، الَّا آنگاه كه خدا بفرمايد ، و چون بفرمايد لابد مريد باشد آن را . و وجهى دگر آن كه : آيت در حقّ آنان بود كه معلوم از حال ايشان آن است كه ايمان نيارند ، و گفت : ياد نكنند الَّا آنگه خدا خواهد كه ( 3 ) ايشان را جبر كند ، و اين ارادت اضطرارى باشد ، و مثله قوله : وَلَوْ شاءَ رَبُّكَ لآمَنَ مَنْ فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً أَ فَأَنْتَ تُكْرِه النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ( 4 ) . نافع و يعقوب به « تا » ى خطاب خواندند ، و ديگران به « يا » خواندند . * ( هُوَ أَهْلُ التَّقْوى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ ) * ، او اهل و سزاوار آن است كه از او ترسند ، و اهل آن است كه بيامرزد آنان را كه از او بترسند و از معاصى او اجتناب كنند . أنس روايت كرد از رسول - صلَّى اللَّه عليه و على آله - كه او گفت در اين آيت كه خداى تعالى ( 5 ) گفت : ( 6 ) من اهل آدم كه از من بترسند و با من انباز نگيرند ، و اهل آنم كه بيامرزم آن را كه با من انباز نگيرد . و به روايت دگر : من اهل آنم كه از من بترسند بندگان من ، اگر ايشان از من نترسند و دليرى كنند بر معاصى من ، من اهل آنم كه ايشان را بيامرزم .

--> ( 1 ) . آج : خداى ، كا ، گا : و الَّا خداى تعالى . ( 2 ) . آد ، كا ، گا ذكر آن . ( 3 ) . آد ، كا ، گا : تا . ( 4 ) . سورهء يونس ( 10 ) آيهء 99 . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : خداى تعالى . ( 6 ) . آد كه .