الشيخ أبو الفتوح الرازي
18
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و منّت منه تا طلب بيشى كنى . و براى خدايت شكيبايى كن . چون ، دردمند در صور . آن روز روزى باشد سخت . بر كافران خوار نيست . رها كن مرا و آن را كه آفريدم تنها . كردم ( 1 ) او را مالى مدد كرده . و پسرانى حاضر . و بگستردم براى او گستردنى . پس طمع كرد ( 2 ) كه بيفزايم . پرگست او بود آيتهاى ما را كفران كننده . و بر او نهم عذاب پاى افراز ( 3 ) . او انديشه كرد و به انداخت ( 4 ) . بكشاند ( 5 ) او را چگونه انداخت . تا پس بگشاند ( 6 ) او را چگونه انداخت . پس در نگريد ، پس رو ترش كرد و پيشانى در هم كشيد . پس پشت بر كرد و بزرگى نمود . گفت : نيست اين مگر جادويى كه روايت مىكنند ( 7 ) . نيست اين مگر سخن آدمى . بسوزانم او را به دوزخ .
--> ( 1 ) . آج : و كردم . ( 2 ) . آج : طمع دارد . ( 3 ) . آج : پا افزاينده . ( 4 ) . آج : بينداخت . ( 6 - 5 ) . آج : بكشاد . ( 7 ) . آج : مىكند .