الشيخ أبو الفتوح الرازي
67
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
« مماسّه » ملامسه باشد و او كنايت است از وطى باتّفاق ، و بنزديك ما بايد تا برده كه در اين كفّارت آزاد كند مؤمن باشد ، سواء اگر بنده باشد اگر پرستار ، اگر كوچك بود اگر بزرگ ، و اين بر سبيل استحباب باشد ، و لكن ( 1 ) مؤمن نبود مجزى بود الَّا از ( 2 ) قتل خطا كه قيد زد خداى تعالى به ايمان گفت : فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ ، و اين قول عطاست و نخعى و ثورى و مذهب ابو حنيفه است و اصحابش ، الَّا آن است كه ايشان گفتند : فرقى نباشد ميان مؤمن و كافر [ 15 - ر ] و بنزديك ما كافر مكروه باشد . و شافعى گفت در انواع كفّارات برده : الَّا مؤمن نشايد ، و اين مذهب مالك و احمد و اسحاق است ، اگر برده مكاتب باشد روا نباشد او را آزاد كردن ، سواء اگر از مال مكاتبت چيزى داده باشد يا نداده باشد ، و اين مذهب ماست و مذهب شافعى و مالك و اوزاعى و ثورى ، و ابو حنيفه و اصحابش گفتند : اگر از مال مكاتبت چيزى نداده باشد روا بود ، و اگر داده باشد روا نبود ، مادر ( 3 ) فرزند را در كفّارت آزاد كردن روا باشد و جملهء فقها خلاف كردند در اين ( 4 ) ، مدبّر فرزند را در كفّارت آزاد شايد كردن بنزديك ما ، و شافعى و ابو حنيفه گفتند : نشايد . * ( ذلِكُمْ تُوعَظُونَ بِه ) * ، اين آن است كه شما را به آن وعظ مىكنند و خداى تعالى به آنچه شما مىكنيد داناست . وطى باتّفاق حرام است . امّا جز وطى از تقبيل و لمس حرام نباشد ( 5 ) در قول بيشتر اهل علم ، و اين قول حسن و سفيان است و قول درست از مذهب شافعى ، و قولى ديگر شافعى را آن است كه : عام است در لمس و تقبيل و انواع تلذّذ . * ( فَمَنْ لَمْ يَجِدْ ) * ، گفت : هر كس كه نيابد ، يعنى برده ندارد كه آزاد كند يا
--> ( 1 ) . آد ، كا ، گا : و اگر . ( 2 ) . آد ، كا ، گا : در . ( 3 ) . آد ، كا ، گا و . ( 4 ) . آد ، كا ، گا معنى امّا . ( 5 ) . آد : روا باشد .