الشيخ أبو الفتوح الرازي
71
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
فإن تزجراني يا ابن عفّان أنزجر و إن تدعاني [ 31 - پ ] احم عرضا ممنعا و بعضى ديگر گفتند : پندارى خطاب بر تكرار است براى تأكيد ألق ألق ، فقال : ألقيا ، تثنيه به جاى تكرار بنهاد ، آنگه امر در او دو بايست ، مأمور دو كرد . بعضى دگر گفتند : كلام بر حقيقت خود است و خطاب با دو كس است ، و آن دو فرشتهء موكّلاند كه ذكر ايشان رفت ، في قوله : * ( إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ ) * ( 1 ) . و گفتند : با سايق و شهيد است - كه ذكر ايشان در پيش برفت . گفتند ( 2 ) : در دوزخ اندازى ( 3 ) . * ( كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ ) * هر كافرى معاند را . كافر عامّ است بر همه افتد ، و گفتند : براى آن « كفّار » گفت ، يعنى آن كه در كافرى بليغتر باشد . و گفتند : براى آن « عنيد » با او پيوست كه كافر باشد كه عنيد نباشد و او ( 4 ) از عنود و ستيهيدن است . و در تفسير اهل البيت - عليهم السلام ( 5 ) : * ( أَلْقِيا ) * ، خطاب است با محمّد و على كه فرداى قيامت ( 6 ) بيايند و بر سر ( 7 ) صراط بايستند و با ( 8 ) دوزخ مقاسمه كنند ، و رسول - عليه السلام - اين كار تفويض كرده باشد به امير المؤمنين على تا او دوزخ را همى گويد : هذا لي و هذا لك خذيه فانّه من اعدائي و ذريه فانّه من اوليائي اين تو را و آن مرا ( 9 ) اين را بگير كه از دشمنان است و آن را دست بدار كه از دوستان است ، پس خطاب با هر دو است ، خداى تعالى فردا دقيامت ( 10 ) ايشان را گويد : * ( أَلْقِيا ) * در اندازى ( 11 ) هر كفّارى عنيد را در دوزخ . گفتند : كلّ كفّار بنبوّة محمّد عنيد [ 32 - ر ] لولاية ( 12 ) علىّ بن ابي طالب ، و دليل اين تأويل حديث حارث همدانى است كه او وقتى گفت امير المؤمنين را : يا امير المؤمنين ، من از دو جاى ( 13 ) مىترسم :
--> ( 1 ) . سورهء ق ( 50 ) آيهء 17 . ( 2 ) . آد ، كا ، گا : گفت . ( 3 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : اندازيد . ( 4 ) . آد : و عنيد . ( 5 ) . آج ، گا آمد آد آمد كه . كا آمده است كه . ( 10 - 6 ) . آج : فردا در قيامت . ( 7 ) . آج : و در . ( 8 ) . آد ، گا بابستند و مردم را با بهشت و . ( 9 ) . آد ، گا : اين مرا و آن تو را . ( 11 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : دراندازيد . ( 12 ) . آد ، گا : بولاية . ( 13 ) . آد ، كا ، گا : جايگاه .