الشيخ أبو الفتوح الرازي

24

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

براى كودكان خود ميوه خرد ايشان از سراى بيرون برند كودكان همسايگان ببينند ايشان را نصيب دهد . آنگه گفت اين وصايت نگاه دارى از من و كم نگاه دارد ( 1 ) . محمّد بن كعب را پرسيدند از اين آيات ، گفت رسول ( 2 ) گفته است : اجر المصلح بين النّاس كاجر المجاهد عند الحرب ، گفت : [ مزد ] ( 3 ) آن كس كه ميان مردمان اصلاح كند ( 4 ) همچنان است كه مزد آن كس كه او جهاد كند در راه خداى ( 5 ) . بكر بن عبد اللَّه گفت : يك ميل برو به پرسيدن بيمار و ، دو ميل برو تا صلح دهى ميان دو مسلمان ، و سه ميل برو به زيارت برادرى كه تو را باشد در راه خداى تعالى . و آيت دليل [ 10 - پ ] است بر وجوب قتال اهل بغى ، لقوله تعالى : فقاتلوا التى تبغي ، و « باغى » آن باشد كه بر امام حق بيرون آيد و فرمان او مخالفت كند و به حكم او رضا ندهد آن كه چنين باشد امام را رواست كه با او جهاد كند . و واجب است بر هر كس كه امام وى را فرمايد كه به قتال او رو ( 6 ) بايد كه برود با امام يا نيابت ( 7 ) امام ، و آن كه بر امام جور بيرون آيد قتال او واجب نبود و بى فرمان امام به قتال ايشان نشايد رفتن و چون رفتند بى ظفر باز نبايد گشتن تا آنگه [ كه ] ( 8 ) ايشان با حق رجوع كنند و آن كه از ايشان روى بگرداند فرار كرده باشد از زحف ، چه آن نوعى است از جهاد . و اهل بغى بر دو ضرب ( 9 ) باشند : يكى آن كه كارزار كنند و ايشان را مقدّمى نباشد كه با او رجوع كنند ، و يكى ( 10 ) آن كه قتال كنند و ايشان را رئيسى باشد كه به او ( 11 ) رجوع كنند . حكم قسمت اوّل آن است كه مجروحان ايشان را بكشند و از قفاى هزيمتشان نروند و زن و زادهء

--> ( 1 ) . آد ، گا ، لا : دارند . ( 2 ) . آج ، آد ، گا صلى اللَّه عليه و آله . ( 3 ) . اساس : ندارد ، از آج افزوده شد . ( 4 ) . كا : صلح كند . ( 5 ) . كا : در سبيل خداى جهاد كند . ( 6 ) . گا : رود . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : نائب . ( 8 ) . اساس : ندارد ، از آج افزوده شد . ( 9 ) . آد ، گا : نوع . ( 10 ) . گا ، آد ، ديگرى . ( 11 ) . آج ، كا ، لا : با او .