الشيخ أبو الفتوح الرازي

6

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

خلاف من نخواستى . او گفت ( 1 ) : نخواستم و آواز بلند كردند ، خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : پيش از خداى و پيغمبر مشويد . ابن زيد گفت : لا تقطعوا ( 2 ) أمرا دون اللَّه و رسوله ، بى امر خداى و پيغمبر هيچ كار ( 3 ) مكنيد . و اين قول اوليتر است ، لعمومه و شموله على الجميع حمل آيت بر عموم كردن اوليتر باشد تا همه داخل شود در اين ( 4 ) . أخفش گفت : معنى آن است كه استبداد مكنيد به رأى خود ( 5 ) ، تا خداى و رسول نفرمايد ( 6 ) مكنيد و مگوييد . و در اين آيت دليل است بر بطلان قياس ، براى آن كه خداى تعالى بر سبيل عموم گفت و تعيين و تخصيص نكرد ، بل جملهء مؤمنان را منع كرد ( 7 ) از آن كه پيش از خداى و رسول چيزى گويند يا كنند ، الَّا آن كه او فرمايد ، امتثال فرمان او كنند بر وفق گفتار او . و قياس ( 8 ) و حمل چيزى بر چيزى و استنباط حكمى از حكمى خلاف اين است . آنگه گفت : * ( وَاتَّقُوا اللَّه إِنَّ اللَّه سَمِيعٌ عَلِيمٌ ) * ، از خداى بترسيد و از عقاب او اجتناب كنيد كه خدا شنوا و داناست ، سميع لأقوالكم ، عليكم بأحوالكم . * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ ) * ، گفت ( 9 ) : آيت در ثابت بن قيس بن شمّاس آمد - و او كر بود و بلند آواز بود - با رسول سخن گفتى به آواز بلند . رسول را از آن كراهت بود ( 10 ) ، خداى تعالى ( 11 ) آيت فرستاد و گفت : اى مؤمنان آواز بر مداريد بالاى آواز پيغمبر و با او سخن بلند مگوييد - چنان كه با يكديگر گوييد - و گفتند معنى آن است كه : رسول را آواز مدهيد به نام او چنان كه يكديگر را

--> ( 1 ) . آد ، گا : عمر گفت . ( 2 ) . كذا : در آج ، آد ، كا ، گا ، لا ، چاپ شعرانى ( 10 / 240 ) : لا تفعلوا . ( 3 ) . لا : كارى . ( 4 ) . آد ، گا ، لا : در او . ( 5 ) . لا و . ( 6 ) . آد ، گا : نفرمايند . ( 7 ) . آد ، گا ، لا : نهى كرد . ( 8 ) . آد ، گا : قياس كردن . ( 9 ) . آد ، گا ، لا : گفتند . ( 10 ) . آد ، كا ، گا ، لا : بودى . ( 11 ) . آد ، لا اين .