الشيخ أبو الفتوح الرازي

66

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

نحسات به سكون « حا » . مقاتل گفت از ضحاك كه : خداى تعالى هفت سال باران از ايشان باز گرفت ، و با ديك ساعت از ايشان ساكن نشدى . ابو الزبير روايت كرد از جابر عبد الله انصارى كه او گفت : چون خداى تعالى ، به قومى خير خواهد ، ايشان را باران دهد بىباد ، و چون به قومى بدى خواهد ، باران از ايشان بازگيرد و باد بر ايشان گمارد . و آن ايام نحسات ، هشت روز است كه خداى تعالى گفت : سَبْعَ لَيالٍ وَثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً ( 1 ) . * ( لِنُذِيقَهُمْ عَذابَ الْخِزْيِ ) * ، تا بچشانم ( 2 ) ايشان را عذاب خزى و مذلت و مهانت ( 3 ) . * ( وَلَعَذابُ الآخِرَةِ أَخْزى ) * ، و عذاب دوزخ در آخرت بتر باشد و به خزى پيشتر . * ( وَهُمْ لا يُنْصَرُونَ ) * ، و ايشان را نصرت و يارى نكنند . جابر عبد الله انصارى روايت كند كه : جماعت قريش با أبو جهل بنشستند و راى زدند در كار رسول - عليه السلام - و گفتند : كار محمد بر ما ملتبس شد اگر مردى را بجوييم كه علم شعر و كهانت و سحر داند ( 4 ) تا برود و با اين محمد سخنى گويد . عتبة بن ربيعه گفت : من علم شعر و كهانت و سحر دانم ، و بر من هيچ پوشيده نيست . من بروم و با او بگويم و از او بشنوم ، و شما را خبر دهم . آنگه بيامد و بنزديك رسول آمد ، گفت : يا محمد ! تو بهر حال بهتر نه‌اى ( 5 ) از پدران و اجداد خود ، اين كه تو مىگويى ، ايشان نگفتند . اگر غرض تو از اين گفتار رياست است ، تا ( 6 ) لواى قريش براى تو ببنديم [ 156 - ر ] و تو را مقدم و رئيس خود كنيم ، و كس بر تو تقديم ( 7 ) نكند . و اگر غرض آن است كه زنى خواهى از آن قبيله كه تو اختيار كنى ، براى تو زنى خواهيم با مال و با جمال . و اگر غرض مال است ، چندانى مال دهيم تو را كه توانگر شوى تو و اعقاب تو . او ( 8 ) اين همه مىگفت و رسول - عليه السلام - خاموش بود ، هيچ جواب نمىداد تا چون تمام بگفت ، رسول - عليه السلام - گفت : * ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ حم تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُه قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ) * ( 9 ) تا به آن جا رسيد كه : * ( فَأَمَّا عادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ ) * . ( 10 )

--> ( 1 ) . سورهء حاقه ( 69 ) آيهء 7 . ( 2 ) . ما ، گا ، لا ، آد : بچشانيم . ( 3 ) . گا ، آد ، افزوده : در زندگانى دنيا . ( 4 ) . لا : در علم شعر و كهانت و سحر استاد بود . ( 5 ) . اساس : نهءاى . ( 6 ) . ما ، گا ، آد : ما . ( 7 ) . ما ، گا ، لا ، آد : تقدم . ( 8 ) . گا ، آد : عتبه . ( 9 ) . سورهء فصلت ( 41 ) آيات 1 تا 3 . ( 10 ) . سورهء فصلت ( 41 ) آيهء 15 .