الشيخ أبو الفتوح الرازي

49

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

* ( أَنَّى يُصْرَفُونَ ) * ( 1 ) ، چگونه ( 2 ) مىگردانند ايشان را ! يعنى چه سبب است كه ايشان از آيات خداى مىبرگردند ! صورت استفهام است و مراد تقريع و توبيخ كافران ، و مورد كلام تعجب است از برگشتن ايشان با چندين دلايل و حجج ، براى آن به فعل ما لم يسم فاعله از او خبر داد . * ( الَّذِينَ كَذَّبُوا بِالْكِتابِ ، ) * محل « الذين » ، جر است براى آن كه بدل « الذين » اول است ، آنان كه كتاب خداى را بدروغ دارند . * ( وَبِما أَرْسَلْنا بِه ، ) * و به آنچه رسولان به آن فرستاديم از آيات . آنگه بر سبيل تهديد گفت : بدانند آنچه مىكنند ، يعنى جزاى آن بينند و كيفر آن بكشند . * ( إِذِ الأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ ، ) * آنگه كه غلها در گردنهاى ايشان باشد و سلسله‌ها و زنجيرها . * ( يُسْحَبُونَ ، ) * و ايشان را مىكشند در آب تافته ( 3 ) . در خبر است كه ، اگر غلى از غلهاى دوزخ بر كوهى نهند كه از آن عظيمتر نباشد ، همه سنگ بسوزد تا به آب سياه رسد [ 147 - ر ] . يعلى بن منيه گفت به اسنادش از رسول - عليه السلام - كه او گفت : خداى تعالى در دوزخ ابرى سياه بدارد ( 4 ) و اهل دوزخ را گويد ، شما را چه آرزوست ؟ ايشان گويند : آبى سرد . خداى تعالى بفرمايد تا از آن ابر ، غلها و سلسله‌ها ببارد به جاى باران . آن بندها بر سر بند ايشان بند ( 5 ) شود و غل بر غل ( 6 ) نهاده شود . آنگه از آن ابر آتش ببارد و دوزخ گرمتر شود . * ( ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ ، ) * پس ، در دوزخ بتابند ايشان را . گفتند : ايشان را هيزم دوزخ كنند و بسوزند . * ( ثُمَّ قِيلَ لَهُمْ ، ) * پس گويند ايشان را : * ( أَيْنَ ما كُنْتُمْ تُشْرِكُونَ مِنْ دُونِ اللَّه ، ) * كجا اند آن بتان كه شما ايشان را به انباز او كردى و عبادت كردى او را بدون خداى تعالى ؟ * ( قالُوا ضَلُّوا عَنَّا ، ) * گويند : گم شد ( 7 ) از ما و امروز سودى نمىكند ( 8 ) ما را . * ( بَلْ لَمْ نَكُنْ نَدْعُوا مِنْ قَبْلُ شَيْئاً ، ) * تا پندارى ما خود چيزى را نخوانديم و عبادت نكرديم ، يعنى كه امروز هيچ غنا و كفاف ( 9 ) نكردند ما را با ( 10 ) خود ، آن عبادت ما ناچيز شد و بىثمرت

--> ( 1 ) . اساس : تصرفون ، با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد . ( 2 ) . ما ، گا ، لا : كجا . ( 3 ) . لا : گرم . ( 4 ) . ما ، گا ، لا : برآرد . ( 5 ) . آج : غل . ( 6 ) . آج : بند بر بند . ( 7 ) . آد : گم شدند . ( 8 ) . آج : نمىكنند ، آد : نمىدارد . ( 9 ) . لا : كفايت . ( 10 ) . گا ، لا ، آد : تا .