الشيخ أبو الفتوح الرازي

39

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

حجت . سدى گفت : اگر پيغامبران و اولياى خداى تعالى اوقاتى ( 1 ) مغلوب و مقهور باشند ، ايشان غالب و منصوراند ، براى آن كه آنان كه آن كرده باشند با ايشان ، از دنيا بنروند تا خداى تعالى گروهى را بنجهاند ( 2 ) كه انتقام بكشند از ايشان . بعضى ديگر گفتند : مراد به « رسل » ، محمد است - صلى اللَّه عليه و آله - چنان كه گفت : يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ ( 3 ) . . . ، ابو العاليه گفت : مراد آن است كه حجت ايشان عالى و غالب داريم بر جهانيان ، هم در دنيا ، هم در آخرت . * ( وَيَوْمَ يَقُومُ الأَشْهادُ ، ) * و آن روز كه بايستند ( 4 ) گواهان از پيغامبران و فريشتگان و مؤمنان . و « اشهاد » ، جمع شاهد باشد ، كناصر و انصار . * ( يَوْمَ لا يَنْفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ ، ) * آن روز كه ظالمان را سود ندارد عذر خواستن ايشان ، از آن جا كه ملجا و مضطر باشند . و آيت دليل است بر بطلان مذهب نجار و آنان كه گفتند : در قيامت تكليف باشد ، چه اگر تكليف بر جاى بودى ، كافران همه ايمان آوردندى و فاسقان توبت كردندى و به موقع قبول افتادى و هيچ كس به دوزخ نشدى و خداى نگفتى ، * ( يَوْمَ لا يَنْفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ ، وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ ، ) * و نصيب ايشان لعنت و طرد و راندن و دورى باشد از رحمت خداى تعالى . * ( وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ ، ) * [ 141 - پ ] و ايشان را ( 5 ) بدى سراى ، يعنى بدى منقلب و بازگشتن گاه ( 6 ) ، آن دوزخ است به جزا ( 7 ) كرده باشد . * ( وَلَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْهُدى ، ) * گفت : ما داديم موسى را نبوت و بيان . * ( وَأَوْرَثْنا بَنِي إِسْرائِيلَ الْكِتابَ ، ) * و چون موسى برفت ، ما كتاب او كه توريت است ، ميراث ( 8 ) به بنى اسرائيل داديم . * ( هُدىً وَذِكْرى ، ) * در محل نصب است بر حال . و « * ( هُدىً ) * » دوم ( 9 ) لطف و بيان است ، و * ( ذِكْرى ) * ، و يادداشت و تذكيرى خداوندان عقل را ، يعنى آنان كه عقل استعمال كنند و خرد كار بندند . آنگه رسول را گفت : * ( فَاصْبِرْ ، ) * صبر كن بر رنج و ايذاى ايشان . * ( إِنَّ وَعْدَ اللَّه حَقٌّ ، ) * كه وعدهء خداى تعالى درست است در آنچه گفت كه دين تو اظهار كنم بر همه

--> ( 1 ) . آج ، ما ، گا ، لا افزوده : در دنيا ، آد : در دنيا اوقاتى . ( 2 ) . ما : بر انگيزد ، گا ، آد : برگمارد ، لا : بگمارد . ( 3 ) . سورهء مؤمنون ( 23 ) آيهء 51 . ( 4 ) . ما : باستند . ( 5 ) . ما ، گا ، آد ، افزوده : باشد . ( 6 ) . گا ، آد : بازگشتن جاى و . ( 7 ) . ما ، گا ، لا ، آد : به جزاى آنچه . ( 8 ) . ما ، گا ، لا ، آد : به ميراث . ( 9 ) . ما ، گا : دويم .