الشيخ أبو الفتوح الرازي

35

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

شبانگاه تا به روز قيامت . حماد بن محمد الفزارى گفت : حاضر بودم بنزديك اوزاعى . مردى از او پرسيد ، گفت : ما مرغانى را مىبينيم كه از دريا مىبرآيند و به جانب غرب مىشوند فوج فوج ، چنان ( 1 ) كه عدد ايشان جز خداى نداند ، سپيد ( 2 ) ، نماز شام باز آيند همه سياه باشند . گفت : دانى تا آن مرغان [ 139 - ر ] كه‌اند ؟ گفتم : نه . گفت : مرغانىاند ارواح آل فرعون در حوصله‌هاى ايشان است ، ايشان را بر دوزخ عرض مىكنند به بامداد و شبانگاه ، پرهاى ايشان سوخته گردد و سياه شوند ( 3 ) ، با آشيانهاى خود شوند با پرهاى سياه ( 4 ) . شب آن پرهاى سياه بريزد از ايشان و پرهاى سپيد برآرند نو ، بروند ديگر باره ، چون ايشان را بر دوزخ عرض كنند ، باز سياه و سوخته شوند . كار ايشان تا به روز قيامت هم اين باشد در دنيا ، چون روز قيامت باشد ، خداى تعالى گويد : * ( أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ ، ) * گفتند : سيصد ( 5 ) هزار مقاتل بودند . عكرمه و محمد بن كعب گفتند : اين آيت دليل است بر عذاب گور ، براى آن كه خداى تعالى فرق كرد ميان اين و عذاب دوزخ . اين جا گفت : * ( النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها ، ) * و در عذاب دوزخ گفت : * ( وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا ، ) * اى ، يقال لهم ادخلوا آل فرعون . مدنيان و كوفيان خواندند ، مگر ابو بكر و يعقوب : * ( أَدْخِلُوا ، ) * به « الف » قطع و كسر « خا » ، من الادخال . يعنى ، ببرى آل فرعون را به سختتر عذابى . و « آل » ، منصوب باشد بر مفعول به . و باقى قراء خواندند : * ( أَدْخِلُوا ، ) * به ضم « الف » و « خا » ( 6 ) . آل فرعون ، منصوب باشد بر ندا ، يعنى ، يا آل فرعون ! و معنى آن كه ، در شوى اى آل فرعون در عذابى هر كدام سختر . * ( وَإِذْ يَتَحاجُّونَ فِي النَّارِ ، ) * ياد كن اى محمد آنگه كه ايشان محاجت و مجادلت كنند در دوزخ و با يكديگر مناظرت كنند . * ( فَيَقُولُ الضُّعَفاءُ ، ) * ضعيفان و اتباع و سفله ( 7 ) گويند متكبران را : * ( إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعاً ، ) * ما شما را تبع و پسرو بوديم . و « تبع » ، جمع تابع باشد في قول البصريين ، كحارس و حرس . كوفيان گفتند : واحد است و جمعه

--> ( 1 ) . ما ، گا ، لا ، آد : چندان كه . ( 2 ) . ما ، گا ، آد : همه سپيد . ( 3 ) . آج : شود و ، آد : شود . ( 4 ) . گا ، آد : شب را . ( 5 ) . آج ، ما ، گا ، آد : ششصد . ( 6 ) . ما ، گا ، آد ، افزوده : من الدخول . ( 7 ) . آج : سلفه ، لا : سفل .