الشيخ أبو الفتوح الرازي

46

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

صالحان بنى اسرايل همچنين ، تا ديوار مسجد قامهء ( 1 ) مردى بر آوردند . خداى تعالى وحى كرد به داود و گفت : نصيب تو از بناى مسجد مقدّس همين است ، رها كن كه تو را پسرى باشد سليمان نام ، او سليم القلب باشد و بر دست او هيچ خون ريخته نشده - باشد تمامى اين مسجد بر دست او باشد . و ذكر وصيت او در عقب تو بماند . داود - عليه السّلام - در آن جا نماز مىكرد و صالحان بنى اسرايل و داود در اين وقت صد و - بيست و هفت ساله بود چون سالش صد و چهل شد او را وفات آمد و سليمان بر جاى او بنشست و خداى تعالى وحى كرد به او و گفت : تو را اين مسجد تمام بايد كردن . جنّ و انس و شياطين را جمع كرد و عمل از ( 2 ) ميان ايشان ببخشيد و هر يكى را از ايشان آنچه لايق كار او بود با او گذاشت . شياطين را بفرستاد تا هر كجا سنگى [ 18 - پ ] سپيد ( 3 ) پهن بود از رخام و جز رخام ، تحصيل كردند و آن بر دوازده چشمه بنهادند ( 4 ) به عدد اسباط بنى اسرايل . چون شهرستان بنا كردند و از آن فارغ شدند آغاز بناى مسجد كردند . سليمان - عليه السّلام - جنّيان را بفرستاد تا زر و سيم و جواهر ( 5 ) از درّ و ياقوت و زبرجد و انواع طيب از مشك و عنبر و كافور چندانى جمع كردند كه در عدد نيامد . آنگه صنّاع را بخواند از هر نوع و بفرمود تا آن جواهر بسفتند و بسودند و مربّع بكردند و مدور و مطوّل دشخوار بود بر ايشان ( 6 ) تعاطى آن از صلابت و سختى . و سليمان - عليه السّلام - گفت جنّيان را : هيچ تدبير دانى كه اين صلابت از اين جوهر ( 7 ) برود و آسان شود تراشيدن آن و سفتن ( 8 ) ؟ گفتند : يا رسول اللَّه ! در ميان ما هيچ كس نيست كه اين معنى بهتر از صخر داند و او از جملهء محبوسان است در زندان تو . بفرماى تا او را بيارند كه گمان چنان است كه او داند . سليمان - عليه السّلام - پاره‌اى مس بگرفت و نگين خود بر آن جا نهاد مهر را ( 9 ) ، و

--> ( 1 ) - دا ، آج ، لب : قامت . ( 2 ) - دا ، آج ، لب : عمل آن . ( 3 ) - لب : سفيد . ( 4 ) - دا : نهاد ، آج ، لب : بنهاد . ( 5 ) - دا ، آج ، لب : انواع جواهر . ( 6 ) - دا ، بر ايشان دشخوار بود . ( 7 ) - دا ، آج ، لب : جواهر . ( 8 ) - دا : تراشيدن و سفتن آن . ( 9 ) - دا : بر آن جا مهر نهاد ، آج ، لب : مهر بر آن جا نهاد .