الشيخ أبو الفتوح الرازي
9
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
عبد اللَّه عبّاس گفت : معنى آن است كه طلاق دهى آن را كه خواهى و بازگيرى آن را كه خواهى . حسن گفت : معنى آن است كه از زنان بيگانه آن را كه خواهى عقد بندى و آن را كه نخواهى عقد نبندى بر او . و آنگه چنان بود كه چون رسول - عليه السّلام ( 1 ) - زنى را بخواستى كس را نبودى كه بر او عقد بستى ، تا رسول اگر خواستى عقد بستى و اگر خواستى دست بداشتى ، خداى تعالى اين آيت فرستاد ، گفت : از اين كه در خطبهء تواند تو مخيّرى آن را كه خواهى بدار و آن را كه نخواهى دست بدار . و گفتهاند : مراد آن زناناند كه آمدند و گفتند ما خويشتن را به رسول مىدهيم بىمهر ، حق تعالى گفت : تو مخيّرى آن را كه خواهى قبول كنى و آن را كه نخواهى ( 2 ) قبول نكنى . هشام بن عروة گفت از پدرش ، كه عايشه از سر غيرت گفت : شرم نمىدارند اينان كه مىآيند و مىگويند ما خويشتن را به تو داديم بىمهر ! خداى تعالى اين آيت بفرستاد . عايشه گفت : يا رسول اللَّه خداى تعالى نيك رضا تو نگاه مىدارد ! [ 4 - پ ] * ( وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلا جُناحَ عَلَيْكَ ) * ، و اگر از آنان كه ايشان را عزل كرده باشى و از خويشتن دور كرده ، خواهى كه با نزديك تو آيند و طالب ايشان باشى بر تو هيچ بزهاى نيست ، در اين جمله بر تو حرجى نيست تا چنان كه خواهى مىكنى از ارجا و تأخير و ايوا و با خود گرفتن . يقال : اويت ( 3 ) الى فلان اذا انضممت اليه ، و آويت ( 4 ) فلانا الىّ ، اى ضممته الىّ . عبد اللَّه عبّاس گفت : مراد آن است كه اگر خواهى كه يكى از اين زنان دست بدارى و بر او ( 5 ) بدلى گيرى ( 6 ) بر تو حرجى نيست . * ( ذلِكَ أَدْنى أَنْ تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ ) * ، اين كه رفت نزديكتر باشد به آن كه چشم ايشان به آن روشن شود . * ( وَلا يَحْزَنَّ ) * ، و اندوهناك نباشند . * ( وَيَرْضَيْنَ بِما آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ ) * . و تقدير آن كه : و يرضين كلهنّ بما آتيتهنّ ، رفع او بر بدل است از ضمير در يرضين ، و راضى شوند جمله به آنچه تو دهى ايشان را . * ( وَاللَّه يَعْلَمُ ما فِي قُلُوبِكُمْ ) * ، و خداى
--> ( 1 ) - آج ، لب : صلى الله عليه و آله و سلم . ( 2 ) - دا ، آج ، لب : خواهى . ( 3 ) - دا : آويت . ( 4 ) - دا : اويت . ( 5 ) - آج ، لب : وى را . ( 6 ) - دا : بدل گيرى .