الشيخ أبو الفتوح الرازي
6
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
گفت : به اين آيت [ 3 - ر ] تو مرا حلال نباشى براى آن كه تو هجرت نكردهاى ، طليقى . * ( وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً ) * ، و نصب او بر عطف است از منصوبات كه مفعول به است از أحللنا ( 1 ) لك امرأة مؤمنة ، * ( إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ ) * ، و زنى مؤمن اگر خويشتن را به هبه به رسول دهد ، بىمهر او را حلال باشد . جملهء قرّا خواندند : ان وهبت ، به كسر همزه ، مگر حسن بصرى كه او خواند در شاذّ : ان وهبت ، به فتح همزه ، و معنى يكى باشد . كقولهم : سرّنى ان ملكت و ان ملكت ، اى ، ملكك ( 2 ) . و بعضى گفتند : « ان » به كسر ، شرط را باشد و شرط در مستقبل بود و « ان » فايدهء ماضى دهد ، براى آن كه تقدير آن باشد كه : لان وهبت ، اى ، لهبتها و ذلك لا يكون الَّا لهبة حاصلة . و بنزديك ما نكاح به لفظ هبه درست نباشد ، و اين خاصّ است به رسول - عليه السّلام - لقوله تعالى : * ( خالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ) * . چه در آيت به آن رها نكرد كه گفت : خالص رسول راست تا از مؤمنان نفى كرد ، و گفت ( 3 ) بى مؤمنان و اخراج كرد ايشان را از اين حكم . و اين قول سعيد بن المسيّب است و زهرى و عطا و مجاهد ، و مذهب شافعى و مالك و ربيعه و ابو عبيد ( 4 ) و بيشتر فقها . و نخعى گفت و فقهاى كوفه ، ابو حنيفه و ابن ابى ليلى و ابن شبرمه ، كه : نكاح به لفظ هبه درست باشد جز كه گفتند با مهر درست باشد . و چون زن گويد : خويشتن را به تو دادم به هبه و او قبول كند و گواهان گواه شوند ، نكاح درست باشد و مهر لازم . و گفتند : اختصاص رسول به اين حكم در ترك مهر است . علما خلاف كردند در آن كه نزديك رسول هيچ زن بود موهوبه ( 5 ) كه خويشتن را به هبه به او داد . عبد اللَّه عبّاس گفت و مجاهد كه : هيچ زن پيش او نبود بر طريق هبه . و انّما اين شرطى است و معنى آن كه : اگر بودى ، روا بودى . و ديگران گفتند : بود ، و اين محقّق است . آنگه خلاف كردند در آن كه كه بود ، قتاده گفت : ميمونه بنت الحارث بود . شعبى گفت : زينب بنت خزيمه بود ، امّ المساكين زنى انصارى
--> ( 1 ) - آب ، آج ، لب ، افزوده : يعنى و احللنا . ( 2 ) - آج ، لب : ملكيك . ( 3 ) - دا : ندارد . ( 4 ) - دا : ابو عبيده . ( 5 ) - آج ، لب : موهبه .