الشيخ أبو الفتوح الرازي
60
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
حمزه و كسائى خواندند : « لتبيّتنّه » ، و « لتقولنّ » به « تا » ى خطاب و ضمّ « تا » ى لام الفعل و ضمّ « لام » ( 1 ) . و مجاهد و حميد در شاذّ به « يا » خواندند ، على خبر الغائب . * ( ثُمَّ لَنَقُولَنَّ ) * ( 2 ) * ( لِوَلِيِّه ) * ، آنگاه گوييم ولىّ خون او را : * ( ما شَهِدْنا مَهْلِكَ أَهْلِه ، ) * كه ما حاضر نبوديم با هلاك اهلش . و عاصم خواند به روايت ابو بكر : « مهلك » به فتح « ميم » و معنى موضع باشد ، و به روايت حفص « مهلك » خواند به فتح « ميم » و كسر « لام » ، و باقى قرّاء « مهلك » به ضمّ « ميم » على المصدر ، يقال : اهلكه اهلاكا و مهلكا . * ( وَإِنَّا لَصادِقُونَ ) * ، و ما در اين گفتار راست گوييم . * ( وَمَكَرُوا مَكْراً ) * ، و ايشان مكرى كردند ، يعنى غدرى و انداختى ( 3 ) در شبيخون ( 4 ) صالح و قومش ، و ما نيز مكرى كرديم به اهلاك و استدراج ايشان ناگاه از جايى كه ايشان گمان نبردند . آنچه ايشان كردند بر ( 5 ) حقيقت مكر و غدر بود ، و آنچه من كردم صورت مكر داشت ، و معنى عذاب ايشان بر كفرشان بر وجهى كه ايشان خبر نداشتند و توقّع نكردند . * ( وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ ) * ، و ايشان ندانستند . * ( فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ مَكْرِهِمْ ) * ، بنگر كه چه ( 6 ) بود عاقبت مكر ايشان . * ( أَنَّا دَمَّرْناهُمْ ) * ، عاصم و حمزه و كسائى خواندند به فتح همزه على تقدير : و ذلك انّا دمّرناهم ، بر اين تقدير محلّ او رفع باشد بر خبر ابتداى محذوف بر تقدير تكبر و هو ان تقدّر ( 7 ) و كان عاقبة مكرهم انّا دمّرناهم ، و عاقبت مكر ايشان آن بود كه ما ايشان را هلاك كرديم . بر اين تقدير محلّ او ( 8 ) نصب باشد بر خبر « كان » . * ( وَقَوْمَهُمْ أَجْمَعِينَ ) * ، و جمله قوم ايشان را . و باقى قرّاء « انّا » خواندند بر استيناف . مفسّران در كيفيّت هلاك ايشان خلاف كردند . بعضى گفتند كه : اين نه كس در سراى صالح رفتند تيغها بركشيده ، خداى تعالى فرشتگان را بفرستاد تا ايشان را به
--> ( 1 ) . آب ، آز : مش : و ضمّ لام الفعل . ( 2 ) . آط ، آب ، آج ، آز ، آل ، مش : ليقولنّ ، به قياس با متن قرآن مجيد ، تصحيح شد . ( 3 ) . آب ، آز ، مش : انداختن . ( 4 ) . مش : شبخون . ( 5 ) . مش : در . ( 6 ) . مش : چگونه . ( 7 ) . كا : يا بر تقدير تكرير و هو ان يقدّر . ( 8 ) . كا : انّا .