الشيخ أبو الفتوح الرازي
58
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
حديث صالح كرد و قوم او ثمود ، گفت : ما فرستاديم به قبيله ثمود برادر ايشان را از نسب كه صالح بود ، كه خداى را پرستى ، يعنى او را به دعوت با ( 1 ) عبادت فرستاديم . * ( فَإِذا هُمْ فَرِيقانِ يَخْتَصِمُونَ ) * ، « اذا » مفاجات راست ، كه نگاه كردى ( 2 ) ايشان دو گروه بودند ، يكى : مؤمن ، و يكى : كافر ، با يكديگر خصومت كردند . مقاتل گفت : خصومت ايشان آن است كه در سورة الاعراف گفت : قالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِه لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ ( 3 ) - الى قوله : يا صالِحُ [ ائْتِنا بِما تَعِدُنا ( 4 ) ] ( 5 ) . قال يا قوم ، گفت صالح - عليه السّلام : اى قوم ! * ( لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ ، ) * چرا شتابزدگى مىكنى به سيّئة و بدى ، يعنى بلا و عقوبت پيش از حسنه ، يعنى عافيت و رحمت . و « استعجال » ، طلب عجله باشد ، و آن كارى كردن باشد پيش از وقت . لولا ، اى هلَّا ، چرا آمرزش نخواهى از خداى تا باشد كه بر شما رحمت كنند ( 6 ) . * ( قالُوا اطَّيَّرْنا بِكَ وَبِمَنْ مَعَكَ ، ) * گفتند : ما فال بد گرفتيم به تو و به آنان كه با تواند . و اصل اطَّيّرنا ، تطيّرنا بوده است چنان كه بيان كرده شد در اخوات او . و تطيّر ، تشأَّم باشد ، و اصل كلمه تفاؤل باشد به طير ، و آنچه طريقه و عادت عرب است در سانح و بارح ، و اين را شرح دادهايم جاى ديگر ، و اشعارى كه در اين معنى گفتهاند ، من قول الكميت : و لا انا ممّن يزجر الطَّير همّة أ صاح غراب أم تعرّض ثعلب و لا السّانحات البارحات عشيّة امرّ سليم القرن ام مرّ اعضب و اين براى آن گفتند كه اين سال باران كم آمد ، ايشان گفتند : اين به شومى
--> ( 1 ) . آج ، آل : و . ( 2 ) . آج ، آل از . ( 3 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 75 . ( 4 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 77 . ( 5 ) . آط ، آب ، آج ، آز ، آل ، مش : * ( يا صالِحُ قَدْ كُنْتَ فِينا مَرْجُوًّا قَبْلَ هذا ) * [ سورهء هود ( 11 ) آيهء 62 ] ، با توجّه به تصريح متن به سورهء اعراف و به قياس با چاپ شعرانى ( 8 / 411 ) از قرآن مجيد نقل شد . ( 6 ) . آط : كند ، با توجّه به مش تصحيح شد .