الشيخ أبو الفتوح الرازي
47
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
البصر مىباشى ، پيش از آن كه به عادت چشم بر هم زنى من اين سرير بيارم ، قول سه ام ( 1 ) آن كه : عبارت باشد از سرعت بر سبيل مبالغت . * ( فَلَمَّا رَآه مُسْتَقِرًّا عِنْدَه ) * ، در كلام محذوفى هست ، و آن ، آن است : فاتاه به على ما قال ، بياورد چنان كه گفته بود . چون سليمان سرير بنزديك خود ديد ، گفت : * ( هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي ) * ، و اين از فضل خداى من است تا خداى من مرا ابتلاء و امتحان كند كه من نعمت او را شاكرم ، يا شكر نخواهم كردن . و گفتند : سليمان - عليه السّلام - در اين وقت به شام بود ، و آن ( 2 ) از مأرب آوردند - شهرى است در يمن . * ( وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِه ) * ، آنگه گفت : هر كس كه او شكر نعمت خداى كند ، براى خود كرده باشد تا شكر او قيد نعمت او شود ( 3 ) ، نعمت حاصل را نگاه دارد و نا آمده را بيارد ، بيانه قوله : لَئِنْ شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ ( 4 ) . * ( وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ ، ) * و هر كس كه او كفران نعمت كند ، خداى من از او و از شكر او ( 5 ) مستغنى است ، و كريم است به افضال و انعام بر كافر نعمتان ( 6 ) . * ( قالَ نَكِّرُوا لَها عَرْشَها - ) * الاية ، سليمان - عليه السّلام - گفت : اين سرير منكّر و مغيّر ( 7 ) كنى به زيادت ( 8 ) نقصان ، و زير بالا ، و تقديم و تأخير ، تا ما بنگريم تا بلقيس بشناسد ، ياره نبرد به او ! محمّد بن كعب القرظيّ و وهب منبّه گفتند : سبب اين كردن ( 9 ) آن بود كه ، سليمان در آن وقت زن ( 10 ) نداشت ، جنّيان ترسيدند كه چون بلقيس را بيند رغبت كند كه او را به زنى كند و از او فرزند آرد ، و ايشان از آن قهر و اسر رهايى نيابند . سليمان را گفتند : بلقيس ناقص عقل است ، زيرا كه در عقل او خلل است و پاى او با پاى خرماند . سليمان - عليه السّلام - عقلش ( 11 ) به تنكير عرش امتحان كرد ، و پايش را به
--> ( 1 ) . آب ، آز ، كا : سيوم ، آج ، آل ، مش : سيم . ( 2 ) . كا سرير . ( 3 ) . مش : باشد . ( 4 ) . سورهء ابراهيم ( 14 ) آيهء 7 . ( 5 ) . كا غنى و . ( 6 ) . كا : همتان و آنها كه شكر نمىكنند . ( 7 ) . كا : متغير . ( 8 ) . كا و . ( 9 ) . آب ، آز ، مش : اين تغيير كردن ، كا : اين چنين كردن . ( 10 ) . آج ، آل : زندان ، چاپ شعرانى : فرزند . ( 11 ) . كا را .