الشيخ أبو الفتوح الرازي
45
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
آن كه تو از مجلس حكم بر پاى باشى ( 1 ) . * ( وَإِنِّي عَلَيْه لَقَوِيٌّ أَمِينٌ ، ) * و من بر اين كه مىگويم و به اين گفتار استوارم ، و گفتند : معنى آن است كه قوى ام بر آوردن ، امينم بر آنچه بر اوست از زر و جواهر . سليمان گفت : زودتر مىبايد كه او نزديك رسيده است ، * ( قالَ الَّذِي عِنْدَه عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ ) * ، گفت : آن كس كه بنزديك او علمى بود از كتاب . و خلاف كردند كه او كه بود ، بعضى گفتند : جبريل بود ، و بعضى گفتند : فريشته بود از جمله فرشتگان . بعضى دگر گفتند : آصف بن برخيا بن سميعا بن منكيا ( 2 ) بود ، و او از جملهء صدّيقان بود و وصىّ سليمان بود ، و نام مهترين خداى - عزّ و جلّ - بنزديك او بود كه عند آن دعا را لا محاله اجابت بود ، و هو العلم الَّذي عنده من الكتاب ، و آن علم كتاب بود كه بنزديك او بود . عبد اللَّه عبّاس گفت كه ، آصف بن برخيا گفت : چشم بزن چندان كه چشم زخم تو باشد ، پيش از آن كه مردى از آن جا به تو آيد ، من اين عرش پيش تو آرم ، گفتند : سليمان بنگريد تا به يمن بديد ، و اين قول آن كس باشد كه اين كلام بر حقيقت حمل كند و در آن جا تعجّبى نباشد ، و اين قول بعيد است ، براى آن كه * ( قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ ) * ، زودتر از آن كه مردى از يمن به كوفه آيد ، چه در تفسيرها چنان است كه : در اين وقت سليمان از ميان كوفه و حيره ( 3 ) بود . مجاهد گفت : اين بر توسّع و مجاز و طريق مبالغت باشد ، كقوله تعالى : وَما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ ( 4 ) . و بعضى دگر گفتند : اين كسى كه علم كتاب بنزديك او بود ، خود سليمان بود ، چه در عهد او از او فاضلتر و بهتر و مجاب ( 5 ) الدّعوةتر نبود ، و اين اختيار جبّائى است . بعضى دگر گفتند : خضر بود . مجاهد گفت : مردى بود نام او اسطوح ( 6 ) . قتاده گفت : نامش تمليخا ( 7 ) بود ، و در اخبار و اقوال بيشتر ( 8 ) آن است كه : آصف برخيا بود .
--> ( 1 ) . مش : بايستى . ( 2 ) . مش : مكيا ، آز : منكبا ، كا : ميكيا . ( 3 ) . كا : جبيره . ( 4 ) . سورهء نحل ( 16 ) آيهء 77 . ( 5 ) . آج ، آل ، مش : مستجاب . ( 6 ) . آج ، مسطح ، آل : مستح . ( 7 ) . كا : يمليخا . ( 8 ) . كا خسران .