الشيخ أبو الفتوح الرازي
423
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
عبد اللَّه عبّاس گفت : يك روز ميكاييل بنزديك رسول آمد - عليه السّلام - و گفت : يا رسول اللَّه ! بگو : سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا إله الَّا اللَّه و اللَّه اكبر [ 258 - ر ] و لا حول و لا قوّة الَّا باللَّه عدد ما علم و زنة ما علم و ملأ ما علم ، هر ( 1 ) كس كه اين كلمات بگويد ، او را شش خصلت بنويسند : اوّل نام او در ميان آنان بنويسند كه خداى را تعالى ذكر بسيار كنند ، و فاضلترين ذاكران باشد ( 2 ) در آن شب و آن روز ، و ( 3 ) براى او در بهشت درختان بنشانند ، و گناه از او فرو ريزد ( 4 ) همچنان كه برگ از درخت ( 5 ) و خداى تعالى به دو ( 6 ) نظر كند ، و هر كه خداى به او نظر كند او را عذاب نكنند . مجاهد گفت : بندهاى از جملهء « ذاكرين اللَّه كثيرا و الذّاكرات » ، نباشد تا ذكر خداى نكند در جملهء حالاتش از قيام و قعود و اضطجاع . عطاء بن ابي رباح گفت : هر كس كه تفويض كند كار خود با خداى تعالى ، داخل باشد في قوله : * ( إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِماتِ ) * . و هر كه اقرار دهد به آن كه خداى تعالى ، خداوند اوست و محمّد رسول خداست ، و دلش موافق زبانش باشد ، او داخل باشد في قوله : * ( وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ ) * . و هر كه طاعت خداى دارد در فريضه ، و طاعت رسول دارد در سنّت او ، داخل باشد في قوله : * ( وَالْقانِتِينَ وَالْقانِتاتِ ) * . و هر كه زبان را صيانت كند از دروغ ، داخل باشد في قوله : * ( وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقاتِ ) * . و هر كه او صبر كند بر طاعت ، و صبر كند از معصيت ، و صبر كند بر مصيبت ، او داخل باشد في قوله : * ( وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِراتِ ) * . و هر كس كه نماز كند ، و آنان را كه بر چپ و راست او باشند ( 7 ) به ( 8 ) ايشان ننگرد ، او داخل باشد في قوله : * ( وَالْخاشِعِينَ وَالْخاشِعاتِ ) * . و هر ( 9 ) كه در ( 10 ) هفتهاى يك بار صدقهاى بدهد ( 11 ) ، داخل باشد في قوله :
--> ( 1 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : كه هر . ( 2 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش ، كا : باشند . ( 3 ) . آج ، لب : ندارد . ( 4 ) . آط ، آب : فرود ريزند ، آج ، لب ، مش : فرو ريزند . ( 5 ) . آج ، لب : درختان . ( 6 ) . آط ، آب ، آج ، لب : به او . ( 7 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش ، كا بازنشناسد از آن كه . ( 8 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : با . ( 9 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش كس . ( 10 ) . آط ، آج ، لب ، مش هر ، كا : هر كس كه . ( 11 ) . آب ، مش او .