الشيخ أبو الفتوح الرازي

398

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

كودكان پيش او باز شدند و در روى او ( 1 ) بگريستند ، او را دل بسوخت بر ايشان . گفتند : روا باشد كه نه ( 2 ) بر حكم محمّد فرود آييم . گفت : من گفتم ( 3 ) روا باشد به زبان ، و لكن اشارت كردم به دست به حلق ، يعنى اگر فرود آيى بكشد شما را ، و اين معنى به تعريض اعلام مىكردم ( 4 ) تا بدانستم ( 5 ) كه آنچه مىكنم ( 6 ) خيانت است با خداى و رسول . گفت : بيامدم و با پيش رسول نرفتم ، راست با مسجد رسول رفتم و خويشتن در ستونى بستم و با خداى عهد كردم كه من در زمين بنى قريظه نباشم و در جايى كه با خداى و رسول خيانت كردم . چون باز گشتن من نزديك رسول ( 7 ) دير شد ، از احوال من ( 8 ) بپرسيد ، قصّه او را بگفتند ، گفت : اگر پيش من آمدى ، من براى او ( 9 ) استغفار كردمى ، اكنون چون برفت و خويشتن ببست من او را نگشايم تا خداى توبهء او بپذيرد ( 10 ) . پس از آن خداى توبهء او بپذرفت ( 11 ) ، و جبريل آمد و رسول را خبر داد . و او ( 12 ) در حجرهء امّ سلمه بود ، سحر گاهى ( 13 ) امّ سلمه گفت : رسول - عليه السّلام - بخنديد . من گفتم : يا رسول اللَّه ! دندانت خندان باد ، چرا بخنديدى ؟ گفت : خداى تعالى قبول توبهء ابو لبابه فرو فرستاد . من گفتم : يا رسول اللَّه ! روا باشد كه من بروم و او را بشارت دهم ؟ گفت : روا باشد ، و اين پيش از آيت حجاب بود . گفت : من برفتم تا به در مسجد ( 14 ) كه بر حجرهء من بود آواز دادم و گفتم : يا با لبابه ! ابشر فانّ اللَّه قد تاب ( 15 ) عليك .

--> ( 1 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : و در او . ( 2 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش ، كا : ما . ( 3 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش ، كا : آييم او گفت . ( 4 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : اعلام كرد . ( 5 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : ابو لبابه گفت دانستم . ( 6 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : كه آن . ( 7 ) . آط ، آب ، مش : چون باز گشتم با رسول ، آج ، لب ، كا : چون باز گشتم دير شد رسول عليه السلام . ( 8 ) . ديگر نسخه بدلها بجز كا : ندارد . ( 9 ) . آج ، لب : آمدى او را ، مش : آمدى از بهر او . ( 10 ) . آج ، لب ، مش : نپذيرد . ( 11 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش ، كا : بپذيرفت . ( 12 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : و رسول . ( 13 ) . ديگر نسخه بدلها : ندارد . ( 14 ) . آط ، آب ، مش : مسجدى . ( 15 ) . آط ، آب ، آج ، لب اللَّه .