الشيخ أبو الفتوح الرازي
381
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
حاضر بود ، بيامد و خويشتن در معركه افگند و قتالى كرد سخت تا آنگه كه او را بكشتند . و عايشه [ 248 - ر ] گفت : آيت در طلحة بن عبيد اللَّه آمد . و عامّه مفسّران و جمهور اصحاب اخبار بر آنند كه : آيت در امير المؤمنين على - عليه السّلام - آمد و عبيده حارث و حمزة بن عبد المطَّلب و جعفر بن ابي طالب - رضى اللَّه عنهم . * ( فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَه ) * عبيدهء حارث است كه او را به بدر شهيد كردند - و قصّه او رفته است - و حمزهء عبد المطَّلب است كه او را به احد بكشتند ، و آن نيز رفته است ، و جعفر بن ابي طالب ( 1 ) كه او را به موته بكشتند . و راويان اخبار گويند كه : چون رسول - صلَّى اللَّه عليه و على آله - جعفر ابو طالب ( 2 ) را به مؤته نامزد كرد ( 3 ) ، او را وصايت كرد به تقوى و احتياط و حراست لشكر و صبر كردن بر كارزار ، او برفت تا به مؤته رسيد . دشمن پيش آمد آن جا و در كارزار گرفتند ، و چون چند تن را بكشتند از بزرگان لشكر او ( 4 ) ، او رايت به دست گرفت و به نفس ( 5 ) خود به كارزار گاه ( 6 ) رفت ، جبريل آمد و گفت : يا رسول اللَّه ! جعفر در كارزار است ، و به يك روايت او را به ( 7 ) كوهى بلند برد و خداى تعالى شعاع او قوى بكرد تا او را مىنگرد و معركهء ايشان مىديد و مبارزت شجاعان ، تا آنگه كه جعفر بيرون آمد رايت به دست گرفته و كارزار مىكرد تا چند مبارز را بيفگند . آنگه ملعونى در آمد و تيغى بزد و دست راست او بيفگند ، او رايت به دست چپ گرفت ( 8 ) و مىگفت - شعر : لا بأس لمّا ( 9 ) قطعت يميني معي شمالي و اقوّي ( 10 ) ديني فاليوم ( 11 ) يبدو غرر ( 12 ) السّمين و يعرف المهزول ( 13 ) بعد حين
--> ( 1 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش است . ( 2 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش ، كا : جعفر بن ابى طالب . ( 3 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش و . ( 4 ) . ديگر نسخه بدلها : ندارد . ( 5 ) . مش : به ذات . ( 6 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش ، كا : كارزار . ( 7 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : روايت آن است كه رسول را عليه السلام به . ( 8 ) . آط ، آج ، لب و كارزار مىكرد تا چند مبارز بيفگند . ( 9 ) . آط ، آج ، لب : لمن ، چاپ شعرانى ( 9 / 130 ) : لي ان . ( 10 ) . اساس : به صورت : « و وقوى » هم خوانده مىشود . ( 11 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : اليوم . ( 12 ) . چاپ شعرانى ( 9 / 130 ) : غرّة . ( 13 ) . چاپ شعرانى ( 9 / 130 ) : المهزوم .